متن : و به خاطر حديث غدير كه متواتر است . « 1 »
شرح : اين ، دليلى ديگر بر امامت على عليه السّلام است و تقرير آن به اين صورت است :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در غدير خم ، در حالى كه از حجة الوداع بازگشته بود ، گفت : « اى مسلمانان آيا من سزاوارتر به شما از خود شما نيستم ؟ » گفتند آرى . پيامبر گفت : « هر كس را من مولايم ، على مولاى اوست . خداوندا ، كسانى را كه على را دوست دارند ، دوست بدار و كسانى را كه او را دشمن دارند ، دشمن بدار ، محبان او را محبوب دار و آنان را كه كينهء او را در دل دارند مغبوض دار » . « 2 »
مسلمانان جملگى اين حديث را به نحو متواتر نقل كردهاند ، اما در دلالت آن بر امامت اختلاف كردهاند .
وجه استدلال به اين حديث آن است كه لفظ « مولى » بيانگر أولى و سزاوارتر است ، چون مقدمهء حديث بر اين امر دلالت دارد ، و چون عرف لغت و نيز استعمال ، همين را اقتضا دارد ، به خاطر سخن خداوند :
« النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ »
« 3 » يعنى آتش سزاوارتر به ايشان است ، و سخن اخطل كه گفت : « اصبحت مولاها من الناس كلهم ؛ از ميان همهء مردم ، من به او سزاوارتر شدم » . « مولاى بنده » يعنى كسى كه به تدبير امور بنده و تصرف در آن سزاوارتر است . و به خاطر آنكه مولى داراى معانى متعددى است كه هيچ يك از آنها در اينجا مراد نيست ، جز معناى سزاوارتر . و به خاطر آنكه « سزاوارتر » يا همهء مراد از لفظ « مولى » است و يا بخشى از آن است و نمىتوان پذيرفت كه اين معنا به هيچ وجه مراد نباشد ، زيرا مولى ، حقيقت در اين معناست و ارادهء غير اين معنا ثابت نشده است .
هامش
( 1 ) - تصحيح و ويرايش اين قسمت ، بى هيچ تدبيرى مصادف شد با شب هجدهم ذى الحجهء 1424 ه . ق ؛ وقتى چشمانم به عبارت « و لحديث الغدير المتواتر » افتاد ، صداى اذان شب عيد غدير را مىشنيدم ! الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين بولاية على بن ابى طالب . ( مترجم )
( 2 ) - العمدة ، ص 139 ، مناقب ، نوشتهء ابن مغازلى ، ص 26 و 25 ، الغدير ، ج 1 ، ص 151 - 14 .
( 3 ) - حديد / 15 .