متن : روايتى كه اينان از موسى عليه السّلام مبنى بر ابدى بودن [ احكام دين يهود ] نقل مىكنند ، جعلى است ، و بر فرض جعلى نبودن ، دلالت قطعى بر مراد ايشان ندارد .
شرح : جماعت يهود گفتهاند : وقوع نسخ از نظر عقل جايز است [ و منع عقلى ندارد ] ، اما ايشان نسخ شدن شريعت موسى را نپذيرفتهاند و در اين باره به روايتى كه از موسى عليه السّلام نقل شده ، تمسك جستهاند ، كه او گفته است : هميشه سبت [ - شنبه ] را نگاه داريد . و « هميشه » دلالت بر دوام و استمرار دارد . و استمرار داشتن قانون سبت ، قول به پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نفى مىكند .
چند پاسخ براى اين سخن وجود دارد :
نخست : اين حديث جعلى و ساختگى است و گفتهاند ابن راوند آن را جعل كرده است . « 1 »
دوم : بر فرض كه نقل اين حديث [ از حضرت موسى ] را بپذيريم مىگوييم : [ سند آن قطعى و متواتر نيست ، زيرا ] تواتر يهود قطع شده است ، زيرا بخت نصر [ در جملهاى كه به ايشان داشت ] آنان را ريشه كن و نابود كرد ، تا آنجا كه از ايشان كسى باقى نماند كه بتوان به صحت او اطمينان يافت . « 2 »
سوم : دلالت لفظ « ابدا » بر دوام و هميشگى ، قطعى نيست ، زيرا اين واژه در تورات
هامش
( 1 ) - علامه شعرانى در پاورقى در شرح تجريد ، ص 503 ، در اين باره مىنويسد : « من خود سه چهار مورد [ را ] كه ذكر سبت در تورات آمده است ، ديدم ، كلمهء « ابدا » نداشت . »
( 2 ) - كتب يهود را بخت نصر بابلى تباه ساخت و جماعت آنها را متفرق كرد و اين اندازه جماعت مجتمع نماند كه وثوقى به منقولات آنها باشد و مناط تواتر در اخبار از ميان رفت . مناط تواتر كتب آن است كه جماعت بسيار شاهد الفاظ و عبارات آن كتب باشند ، به طورى كه اگر يكى كلمهاى بر آن بيفزايد يا بكاهد ، ديگران كه آن كتب را دارند ، ملتفت شوند و كسى كه تحريف خواهد ، از تكذيب آنها بترسد ، مانند كتاب شرح لمعه و مطول نزد ما ، و جماعت يهود پس از قتل عام بخت نصر و خرابى بيت المقدس ، بدان وضع نبودند و كتب مؤلفه پس از بخت نصر آن اعتبار را ندارد ، زيرا كه بخت نصر اقلا هزار و پانصد سال پس از حضرت موسى ( ع ) بود . ( علامه شعرانى ، شرح تجريد ، ص 504 ) .