و كما نقل أنّ إبراهيم عليه السّلام لما جعل اللّه تعالى عليه النار بردا و سلاما قال نمرود عند ذلك : إنّما صارت كذلك هيبة مني فجاءته نار في تلك الحال فأحرقت لحيته !
لا يقال : يكفي في التكذيب ترك المعجز عقيب دعواهم فيبقى إظهار المعجز على العكس خرقا للعادة من غير فائدة فيكون عبثا .
لأنّا نقول : قد يتضمن المصلحة إظهاره على العكس إظهارا لتكذيبه في الحال بحيث يزول الشك ، لتجويز أن يقال : تأخير المعجز عقيب الدعوى قد يكون لمصلحة ثم يوجد بعد وقت آخر ، فلا يحصل الجزم التام بالتكذيب .
متن : داستان مسيلمه و فرعون ابراهيم بيانگر جايز بودن اظهار معجزه به عكس مىباشد .
شرح : مردم در اينجا اختلاف كردهاند . آنان كه كرامتها را نپذيرفتهاند ، اظهار معجزه بر دست دروغگويان را به عكس ادعاى ايشان براى آشكار ساختن دروغ ايشان ردّ كردهاند .
مصنّف ( ره ) به وقوع اين امر براى اثبات جواز آن استدلال نموده است ، همانگونه كه از مسيلمهء دروغگو نقل شده است كه چون ادعاى پيامبرى كرد به او گفته شد :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى شخص يك چشمى دعا كرد و خداوند چشم نابيناى او را بينا ساخت . آنگاه مسيلمه براى مرد يك چشمى دعا كرد و اين دعا باعث شد چشم سالم او نيز نابينا شود .
و همانگونه كه ابراهيم عليه السّلام هنگامى كه خداوند آتش را بر او سرد و سلامت ساخت ، نمرود گفت : اين آتش از هيبت من چنين شد . آنگاه شعلهاى از آتش در آن حال به سوى او آمد و ريشش را سوزاند .
گفته نشود : براى تكذيب مدّعى دروغ همين اندازه كافى است كه در پى ادعاى پيامبرى وى ، معجزهاى سر نزد . بنابراين ، اظهار كردن معجزه برعكس ادعاى آنان ،
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٣