تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
و الجواب : يجوز أن تكون البعثة قد اشتملت على نوع من المصلحة ، بأن يكون العلم بنبوّته و دعائه إيّاهم إلى ما في العقول مصلحة لهم فلا تكون البعثة عبثا و يجب عليهم النظر في معجزته فيحصل لهم مصلحة لا تحصل بدون البعثة . و احتج أبو علي بأنّه تجوز بعثة نبي بعد نبيّ بشريعة واحدة و كذا تجوز بعثة نبي بمقتضى ما في العقول . متن : و شريعت واجب نيست . شرح : دو شيخ در اين مسأله اختلاف كرده‌اند . ابوعلى گفته است : صحيح و ممكن است كه پيامبرى براى تأكيد بر آنچه خرد آدمى ، خود [ به طور مستقل ] بر آن دلالت دارد ، مبعوث گردد ، و واجب نيست [ چنين پيامبرى ] شريعتى داشته باشد . ابو هاشم و پيروانش گفته‌اند : صحيح نيست پيامبرى مبعوث گردد جز با شريعت ، زيرا عقل براى آگاهى از امور عقلى [ احكام و مسايلى كه عقل در آنها مستقل است ] كافى است و در نتيجه ، بعثت [ پيامبر بدون شريعت ] بيهوده خواهد بود . پاسخ اين سخن آن است كه امكان دارد بعثت [ پيامبر بدون شريعت ] در بردارندهء نوعى از مصلحت باشد ، بدين صورت كه علم به پيامبرى و خواندن ايشان به سوى آنچه در عقل‌هاست ، مصلحتى براى مردم باشد ، پس بعثت بيهوده نخواهد بود و بر مردم واجب است كه معجزهء او را بررسى كنند ، تا مصلحتى براى آنان حاصل گردد كه بدون بعثت حاصل نمىشد . ابو على احتجاج كرده است به اينكه : « بعثت پيامبرى پس از پيامبرى ديگر با يك شريعت واحد ، جايز است ؛ به همين ترتيب ، بعثت پيامبرى كه دعوت كند به مقتضاى آنچه در عقل‌هاست ، جايز و صحيح مىباشد . »