تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
[ - رئيس قوم ] ، سست مىگردد . پاسخ : نمىپذيريم كه [ در اين صورت ] مرتبهء اعجاز پايين آيد ، همان‌گونه كه اگر معجزه بر دست پيامبرى ديگر ظهور يابد ، [ چنين نخواهد شد ] ، زيرا اگر معجزه جز بر يك پيامبر ظاهر نگردد ، جايگاهش عظيم‌تر خواهد بود . پس همان‌گونه كه از وقوع معجزه به دست گروهى از پيامبران ، پست شدن مقام و مرتبهء معجزه لازم نمىآيد ، همچنين از ظهور معجزه بر دست صالحان ، پايين آمدن مقام معجزه لازم نمىآيد . الثالث : احتجاج أبي هاشم ، قال : المعجز يدلّ بطريق الإبانة و التخصيص ، و فسّره قاضي القضاة بأن المعجز يدل على تميز النبي عن غيره ، إذ الأمّة مشاركون له في الإنسانية و لوازمها فلو لا المعجز لما تميز عنهم فلو شاركه غيره فيه لم يحصل الامتياز . و الجواب : أنّ امتياز النبي يحصل بالمعجز و اقتران دعوى النبوة ، و هذا شيء يختص به دون غيره و لا يلزم من مشاركة غيره له في المعجزة مشاركته له في كل شيء . دليل سوم : استدلال ابى هاشم است . او گفته است : معجزه از راه جدا ساختن و اختصاص دادن [ بر صدق ادعاى پيامبرى ] دلالت مىكند . قاضى القضاة عبارت ابى هاشم را اين گونه تفسير كرده است كه : معجزه دلالت مىكند بر ممتاز بودن پيامبر از ديگران ، زيرا امّت با او در انسانيت و لوازم آن شريك‌اند ، پس اگر معجزه نباشد ، او از ايشان امتياز نمىيابد . در نتيجه اگر غير او با او در معجزه شريك گردد ، امتياز حاصل نخواهد شد . پاسخ : امتياز يافتن پيامبر به واسطهء معجزه و مقارن بودن آن با ادعاى پيامبرى حاصل مىگردد و اين ، امرى است كه اختصاص به پيامبر دارد و هيچ كس در اين امر با او شريك نيست ، و از مشاركت ديگران با او در امر معجزه لازم نمىآيد كه آنان با او در هر چيزى شريك باشند .