تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
داستان آصف را [ كه تخت بلقيس را در يك چشم بر هم زدن حاضر ساخت ] معجزهء سليمان براى بلقيس به شمار آورده‌اند ، گويا حضرت سليمان مىگويد : بعضى از پيروان من مىتواند چنين كارى كند در حالى كه شما از انجام آن ناتوانيد و به همين سبب ، بلقيس پس از اطلاع از معجزات او ، اسلام آورد ؛ و داستان مربوط به على عليه السّلام را دنباله و تكميل معجزات پيامبر به شمار آورده‌اند . قال : و لا يلزم خروجه عن الإعجاز ، و لا التنفير ، و لا عدم التميز ، و لا إبطال دلالته ، و لا العمومية . أقول : هذه وجوه استدل بها المانعون من المعتزلة : الأوّل : قالوا : لو جاز ظهور المعجزة على غير الأنبياء إكراما لهم لجاز ظهورها عليهم و إن لم يعلم بها غيرهم ، لأنّ الغرض هو سرورهم ، و إذا جاز ذلك بلغت في الكثرة إلى خروجها عن الإعجاز . و الجواب : المنع من الملازمة لأنّ خروجها عن حد الإعجاز وجه قبح و نحن إنّما نجوز ظهور المعجزة إذا خلا عن جهات القبح فنجوّز ظهورها ما لم تبلغ في الكثرة إلى حد خروجها عن الإعجاز . متن : و [ از ظهور معجزه بر دست بندگان صالح ] لازم نمىآيد كه معجزه از معجزه بودن خارج شود [ و ديگر براى اثبات پيامبرى كارايى نداشته باشد ] ، و لازم نمىآيد كه [ جايگاه معجزه سست گردد و مردم براى دارندهء آن امتيازى قائل نباشند و از او ] گريزان شوند ، و لازم نمىآيد كه تمايز [ ميان پيامبر و ديگران ] از بين برود ، و لازم نمىآيد كه دلالت معجزه [ بر پيامبرى ] ابطال گردد ، و نيز عموميت [ و شيوع معجزه براى هر كس كه خبر درستى بيان مىكند ] ، لازم نمىآيد . شرح : اين‌ها دلايلى است كه كسانى از معتزله كه ظهور معجزه به دست غير پيامبر را نپذيرفته‌اند ، بدان تمسك جسته‌اند .