حضرت عليه السّلام به همين معنا تأويل برده مىشود ، و گرنه بايد كسى را كه از كفر توبه كرده اما بر گناهى صغيره باقى مانده ، همچنان كافر به شمار آورد .
( 12 ) [ اقسام توبه ]
و الذنب إن كان في حقه تعالى من فعل قبيح كفى فيه الندم و العزم ، و في الإخلال بالواجب اختلف حكمه من بقائه و قضائه و عدمهما ، و إن كان في حق آدميّ استتبع إيصاله إن كان ظلما أو العزم عليه مع التعذر ، أو الإرشاد إن كان إضلالا ، و ليس ذلك أجزاء .
گناه اگر به حق خداوند مربوط باشد ، در صورتى كه ارتكاب فعل قبيح باشد ، براى توبه از آن پشيمانى از ارتكاب آن و تصميم بر ترك آن كافى است ؛ و اگر ترك واجب باشد ، حكم آن متفاوت است ، در برخى موارد وجوب باقى است [ و شخص بايد آن را به قصد اداى تكليف بجا آورد ] ، و در برخى موارد بايد آن را قضا كند ، و در پارهاى موارد نيز چنين نيست . و اگر گناه به حق ديگر انسانها مربوط باشد ، در صورتى كه ستم باشد بايد [ پس از پشيمانى ] حق را به صاحبش برساند و در صورت عدم امكان [ رساندن حق به صاحبش ] تصميم بر آن داشته باشد ، و در صورتى كه گمراه ساختن باشد ، بايد او را راهنمايى كند . اين امور [ كه پس از پشيمانى گفته شد ] هيچ يك جزء توبه نيست ، [ بلكه توبه پيش از آنكه آنها را بجا آورده صحيح است . ]
و يجب الاعتذار إلى المغتاب مع بلوغه .
[ بر غيبتكننده ] واجب است از كسى كه غيبت او را كرده ، در صورتى كه به گوش او رسيده باشد ، عذرخواهى كند .