فلا تصحّ من البعض ، و لا يتمّ القياس على الواجب .
از اين رو ، توبه از برخى گناهان [ و ترك توبه از برخى ديگر ] صحيح نيست ، و قياس كردن آن با واجب [ در آنجا كه شخص واجبى را انجام مىدهد و واجبى را ترك مىكند ] ، تام نيست .
و لو اعتقد فيه الحسن صحّت .
و اگر آن را [ - برخى از كارهاى قبيحى را كه از آنها توبه نكرده است ] نيكو بداند ، توبهاش [ از ديگر كارهاى قبيح كه خود به قبح آنها باور دارد ] صحيح خواهد بود .
و كذا المستحقر .
و نيز توبهء كسى كه گناهى را كوچك شمرده [ و از اين رو ، از آن توبه نكرده و تنها از گناهى كه نزد او بزرگ آمده توبه كرده است ] صحيح مىباشد .
و التحقيق أنّ ترجيح الداعي إلى الندم عن البعض يبعث عليه و إن اشترك الداعي في الندم على القبيح كما في الدواعي إلى الفعل ، و لو اشتراك الترجيح اشترك وقوع الندم ، و به يتأوّل كلام أمير المؤمنين و أولاده عليهم السّلام ، و إلّا لزم الحكم ببقاء الكفر على التائب منه المقيم على صغيرة .
تحقيق آن است كه رجحان يافتن انگيزه بر پشيمانى از برخى كارهاى قبيح انسان را به سوى آن مىخواند [ كه از آنها پشيمان شود و از بقيه پشيمان نشود ] ، هر چند انگيزهء پشيمانى از قبيح مشترك باشد ، [ اما ممكن است اين انگيزه در بعضى موارد ، مؤثر واقع شود و در برخى موارد ، مؤثر واقع نشود ] ، همانگونه كه در انگيزه بر انجام كار چنين است . و اگر ترجيح دادن انگيزه مشترك باشد وقوع پشيمانى نيز مشترك خواهد بود . و كلام امير مؤمنان و فرزندان آن
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٨٦