نيست ، به دليل گفتهء خداوند كه [ در وصف فرعونيان كافر مىگويد ] : « و بدان يقين داشتند . » و مانند آن ، و دومى [ - تصديق به زبان ] نيز كافى نيست ، به دليل گفتهء خداوند كه [ به اعرابى كه نزد پيامبر شهادتين را بر زبان جارى كرده بودند ، مىگويد ] : « بگو ايمان نياوردهايد » .
و الكفر : عدم الإيمان إمّا مع الضدّ أو بدونه ، و الفسق : الخروج عن طاعة اللّه تعالى مع الإيمان ، و النفاق : إظهار الإيمان و إخفاء الكفر .
كفر ، عدم ايمان است يا همراه با ضدّ [ - اعتقاد به باطل بودن آنچه باور بدان شرط ايمان است ] ، و يا بدون ضدّ [ مانند انسانى كه در ترديد بسر مىبرد . ] فسق ، خروج از طاعت خدا همراه با ايمان است . نفاق عبارت است از آشكار ساختن ايمان و پنهان ساختن كفر .
و الفاسق مؤمن لوجود حدّه فيه .
فاسق ، مؤمن است چون حدّ ايمان در او وجود دارد .
( 16 ) [ امر به معروف و نهى از منكر ]
و الأمر بالمعروف الواجب واجب و كذا النهي عن المنكر ، و المندوب مندوب ، سمعا ، و إلّا لزم خلاف الواقع أو الإخلال بحكمته تعالى .
امر به معروف واجب ، واجب است ، همچنين نهى از منكر ؛ و امر به معروف مستحب ، مستحب است ، به خاطر دلالت نقل بر آن ، و گرنه [ يعنى اگر وجوب آن ، نقلى نباشد بلكه عقلى باشد ] ، يا خلاف واقع لازم مىآيد و يا اخلال در حكمت خداى متعال .