و السمعيات متأولة ، و دوام العقاب مختصّ بالكافر .
و دليلهاى نقلى به تأويل برده مىشوند ، و هميشگى بودن عقاب اختصاص به كافر دارد .
( 9 ) [ جايز بودن بخشودن گناهان ]
و العفو واقع لأنّه حقّه تعالى فجاز إسقاطه ، و لا ضرر عليه في تركه مع ضرر النازل به فحسن إسقاطه و لأنّه إحسان .
بخشودن گناه واقع مىشود ، زيرا كيفر دادن ، حق خداى متعال است ، پس ساقط كردن آن جايز مىباشد ؛ و زيانى بر خداوند در ترك [ و گذشت از ] اين حق نيست ، با آنكه كسى كه كيفر مىشود زيان مىبيند ، پس ساقط كردن آن نيكوست ، و به دليل آن كه بخشودن گناه احسان است .
و للسمع .
و به دليل نقل [ كه دلالت بر وقوع بخشايش گناه مىكند ] .
( 10 ) [ شفاعت ]
و الإجماع على الشفاعة فقيل لزيادة المنافع ، و يبطل بنا في حقه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
علما بر وجود شفاعت اتفاق نظر دارند . برخى گفتهاند : شفاعت براى فزونى منافع [ و بالا رفتن درجات اهل بهشت است ، نه بخشايش گناهان ] ؛ اما اين قول را نسبت ما با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ردّ مىكند . [ يعنى اگر اين قول صحيح باشد بايد ما شافع پيامبر باشيم ، حال آنكه چنين نيست . ]