و يجب خلوصهما و إلّا لكان الثواب أنقص حالا من العوض و التفضّل على تقدير حصوله فيهما ، و هو أدخل في باب الزجر .
لازم است پاداش و كيفر ، از آميختگى [ با ضدّ خود ] خالص باشند ، و گرنه درجهء پاداش كمتر از عوض و تفضل ، در صورت خالص بودنشان از آميختگى ، خواهد بود ، و خلوص از آميختگى در باب دور ساختن از گناه مؤثرتر است .
و كلّ ذي مرتبة في الجنّة لا يطلب الأزيد ، و يبلغ سرورهم بالشكر إلى حدّ انتفاء المشقة ، و غناؤهم بالثواب ينفي مشقة ترك القبائح ، و أهل النار يلجأون إلى ترك القبيح .
هر صاحب مرتبهاى در بهشت بيش از آن [ مرتبهاى كه در آن است ] را نمىخواهد ، و خرسندى آنان از شكرگزاران [ خداوند ] به اندازهاى مىرسد كه مشقت منتفى مىگردد ، و بىنيازى آنان بواسطهء پاداش [ هايى كه دريافت مىكنند ] دشوارى ترك كارهاى قبيح را بر طرف مىسازد ، و دوزخيان به ترك كارهاى قبيح كشانده [ و اجبار ] مىشوند .
و يجوز توقف الثواب على شرط و إلّا لأثيب العارف باللّه تعالى خاصة .
و جايز است كه ثواب بر شرطى متوقف باشد ، زيرا در غير اين صورت ، كسى كه فقط خدا را شناخته [ و به پيامبر او ايمان نياورده ] ، از پاداش برخوردار شود .
و هو مشروط بالموافاة ، لقوله تعالى :
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
و قوله تعالى :
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ .