با خرق عادت و مطابقت با ادعا .
شرح : مصنّف ( ره ) پس از ذكر صفات پيامبر ، بايد [ راه ] شناسايى درستى گفتار او را بيان دارد و آن تنها يك چيز است : ظهور معجزه بر دست او . مراد ما از معجزه عبارت است از : « ثبوت امرى غير عادّى يا نفى امرى عادّى همراه با خرق عادت و مطابقت با ادّعا . » چون ثبوت و نفى در اعجاز يكسان و برابرند ، زيرا تفاوتى نيست در اينكه عصا تبديل به مار شود يا شخص قادر و توانا از اينكه بتواند كوچكترين چيزها را بلند كند ، منع شود .
ما « خرق عادت » را [ در معجزه ] شرط كرديم ، زيرا انجام كار عادّى و يا نفى آن ، بر درستى [ گفتار شخص در ادعاى نبوت ] دلالت نمىكند .
و گفتيم « با مطابقت با ادعا » ، چون كسى كه ادعاى نبوّت مىكند و معجزهء خود را به شفا دادن شخص كور مستند مىسازد ، [ و مىگويد : اى شخص كور ، اكنون بينا شو ! ] اما او [ به جاى آنكه بينا شود ] ناشنوا مىگردد و كورى او شفا نمىيابد ، [ هر چند كارى غير عادى انجام داده ، اما ] صادق نمىباشد .
در معجزه بايد شروطى وجود داشته باشد :
1 - امّتى كه پيامبر به سوى آنها مبعوث شده از انجام دادن همانند آن يا چيزى كه نزديك به آن باشد ، عاجز و ناتوان باشند .
2 - از سوى خداوند و يا امر او باشد .
3 - اين امر در زمان تكليف رخ داده باشد ، چون هنگام پيدايش نشانههاى قيامت ، روال عادّى امور برهم مىخورد [ و بنابراين ، در آن زمان خرق عادت ، دليل بر درستى چيزى نخواهد بود . ]
4 - اين امر به دنبال ادعاى كسى كه مدعى پيامبرى است ، روى دهد و يا به منزلهء آن باشد كه در پى ادعاى پيامبرى واقع شده است . مقصود ما از اينكه « معجزه به منزلهء آن باشد كه در پى ادعاى پيامبرى واقع شده است » آن است كه ادعاى پيامبر ، در زمان
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٤