تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
كه موجب انزجار و دورى مردم از او مىگردد . « 1 » و اينكه سهو بر او روا نباشد ، تا مبادا از پاره‌اى از آنچه مأمور به تبليغ آن است ، سهو نمايد . « 2 » و اينكه از پستى پدران و ناپاك بودن مادران ، منزه باشد ، چون اين امر موجب نفرت از او مىگردد . و اينكه از سخت دلى و درشت خلقى منزّه باشد تا مردم از او بيزار نگردند . و اينكه از بيمارىهايى كه موجب نفرت از او مىگردد ، مانند ابنه ، « 3 » سلس ريح ، « 4 » جذام و پيسى ، سالم باشد و از بسيارى مباحات كه مانع پذيرش دعوت او مىگردد و در تعظيم و بزرگداشت او خلل وارد مىسازد ، مانند غذا خوردن در راه و غير آن ، منزّه باشد ، چون اين امور همگى از چيزهايى است كه موجب نفرت از او مىگردد و در نتيجه با غرض از بعثت [ كه گرايش يافتن مردم به پيامبر و پيروى از اوست ] ناسازگار مىباشد . « 5 »
هامش
( 1 ) - پيغمبران نبايد داراى صفاتى باشند كه نفرت‌آورد و مردم چنان كه بايد آنها را تعظيم نكنند و نبايد در قلوب مردم بىوقع و حشمت باشند ، از جمله در عقل و هوش و تنبه چنان باشند كه فريب نخورند ، چون فريب خورده را مردم به مسخره و افسون مىگيرند و بر فرض آنكه او را پاك و بىآلايش و مكر و حيله دانند اما چون پاكى از سادگى باشد وقعى ننهند و او را تعظيم نكنند و فرمان نبرند مگر بدانند در تصميم خود فريب نخورده است و نيز بايد قوى الرأى باشد و آنچه پيش‌بينى مىكند و وسايل آن آماده مىسازد درست در آيد و ما به تجربه يافته‌ايم حتى علما اگر بدين صفات متصف باشند و لو در غايب علم و تقوا باشند در نظر مردم چندان وقعى ندارند ، پس پيغمبران را كه خدا براى ترويج دين و نفوذ كلمه مبعوث مىكند بايد با وقع و وقار باشند ، تا نقض غرض نشود . ( علامه شعرانى ، شرح تجريد ، ص 487 ) . ( 2 ) - و نيز بايد پيغمبر سهو نكند ، چون اگر يك بار سهو كند عملش حجت نيست و نمىتوان متابعت او را واجب دانست با اينكه مسلمانان اگر شنيدند يك بار آن حضرت فلان جنس را خريد يا فلان معامله را انجام داد يا در سفر فلان عمل كرد ، اقلا آن را دليل جايز بودن عمل مىشمارند . ( علامه شعرانى ، همان ) . ( 3 ) - ابنه ، عيب و خارشى است زشت و معروف . ( فرهنگ بزرگ جامع نوين ) . ( 4 ) - بيمارى كه موجب عدم كنترل باد معده مىشود . ( 5 ) - از آيهء شريفهء« وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ؛اى پيامبر اگر بدخوى و سنگين دل بودى مردم از گرد تو پراكنده مىشدند » ( آل عمران / 159 ) استفاده مىشود كه خداوند مىخواهد مردم به پيامبر رغبت داشته باشند و اين اقتضا مىكند كه صفاتى كه مردم را از او گريزان مىسازد ، در وى نباشد .