متن : در وجوب تجديد [ توبه در صورت به ياد آوردن گناه ] اشكالى است .
شرح : هر گاه مكلف ، از گناهى توبه كند و سپس آن را [ دوباره ] به ياد آورد ، آيا بر او واجب است كه توبهء خود را تجديد كند ؟ ابو على گفته است : آرى ، بنابر آنكه مكلف داراى قدرتى است كه همواره به يكى از دو ضدّ تعلق مىگيرد ، يا به فعل و يا به ترك .
پس هرگاه شخص ، گناه را به ياد مىآورد يا از آن پشيمان است و يا بر آن اصرار [ و عزم بر تكرار آن ] دارد و دومى قبيح است ، پس اوّلى واجب مىباشد .
ابو هاشم گفته است : تجديد توبه واجب نيست ، زيرا شخص قادر ، ممكن است از هر دو [ - پشيمانى و اصرار ] خالى باشد .
قال : و كذا المعلول مع العلة .
أقول : إذا فعل المكلف العلة قبل وجود المعلول هل يجب عليه الندم على المعلول أو على العلة أو عليهما ، مثاله الرامي إذا رمى قبل الإصابة ؟ قال الشيوخ : يجب الندم على الإصابة لأنّها هي القبيح و قد صارت في حكم الموجود لوجوب حصوله عند حصول السبب .
و قال القاضي : يجب عليه ندمان : أحدهما على الرمي لأنّه قبيح ، و الثاني على كونه مولّدا للقبيح ، و لا يجوز أن يندم على المعلول ، لأنّ الندم على القبيح إنّما هو لقبحه و قبل وجوده لا قبح .
متن : و نيز در وجوب توبه از معلول در صورت تحقق دادن به علت [ پيش از آنكه معلول واقع گردد اشكالى است . ]
شرح : هرگاه مكلف ، علت را انجام دهد و هنوز معلول از او پديد نيامده باشد ، آيا بر او واجب است كه از معلول ، يا از علت يا از هر دو پشيمان شود ؟ مانند : تيرانداز وقتى تير را انداخته و هنوز اين تير به هدف اصابت نكرده است . بزرگان گفتهاند :
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٥