كارهايى كه از آنها توبه كرده ، بواسطهء توبه ، ساقط شود ، بلكه عقاب آنها ساقط مىگردد و نپرداختن به تبعات در حكم گناهان تازهاى خواهد بود كه شخص بايد از آنها توبه كند .
آرى ، كسى كه توبه مىكند هرگاه پس از اظهار توبهاش تبعات توبه را بجا آورد ، اين امر بر صدق پشيمانى او دلالت مىكند ، و اگر بدان قيام نكند مىتوان آن را نشانهء نادرستى پشيمانى او به شمار آورد .
قال : و يجب الاعتذار إلى المغتاب مع بلوغه .
أقول : المغتاب إمّا أن يكون قد بلغه اغتيابه أو لا ، و يلزم على الفاعل للغيبة في الأوّل الاعتذار منه إليه لأنّه أوصل إليه ضرر الغم فوجب عليه الاعتذار منه و الندم عليه ، و في الثاني لا يلزمه الاعتذار و لا الاستحلال منه لأنّه لم يفعل به ألما ، و في كلا القسمين يجب الندم للّه تعالى لمخالفته النهي و العزم على ترك المعاودة .
متن : [ بر غيبت كننده ] واجب است از كسى كه غيبت او را كرده ، در صورتى كه به گوش او رسيده باشد ، عذرخواهى كند .
شرح : فردى كه غيبت او شده يا از اينكه مورد غيبت قرار گرفته آگاه و يا آگاه نشده است . در صورت نخست ، بر غيبت كننده لازم است كه از او عذرخواهى كند ، زيرا ضرر اندوه به او رسانده [ و او را ناراحت ساخته است ] ، پس واجب است از او عذر خواهى كند و بر آن كار پشيمان شود ، [ تا توبهء او صحيح باشد . ] و در صورت دوم ، عذرخواهى و طلب حلاليّت از او لازم نيست ، زيرا رنجى بر او وارد نساخته است .
و در هر دو صورت واجب است براى خداوند پشيمان شود ، چون از نهى او مخالفت ورزيده است و بايد بر ترك تكرار آن تصميم داشته باشد .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٣