تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
المندوب لا لما ذكرناه لم يستحق مدحا و لا ثوابا عليهما ، و كذا لو ترك القبيح لغرض آخر من لذة أو غيرها لم يستحق المدح و الثواب . و الدليل على استحقاق الثواب بفعل الطاعة أنّها مشقة قد ألزامها اللّه تعالى المكلف ، فإن لم يكن لغرض كان عبثا و ظلما و هو قبيح لا يصدر عن الحكيم ، و إن كان لغرض فإمّا الإضرار و هو ظلم ، و إمّا النفع و هو إمّا أن يصح الابتداء به أو لا . و الأوّل باطل و إلّا لزم البعث في التكليف ، و الثاني هو المطلوب ، و ذلك النفع هو المستحق بالطاعة المقارن للتعظيم و الإجلال ، فإنّه يقبح الابتداء بذلك لأنّ تعظيم من لا يستحقه قبيح . بدان كه استحقاق يافتن فاعل براى مدح و ثواب مشروط به آن است كه او كار واجب را براى وجوب يا براى وجه وجوب « 1 » آن بجا آورد ، همچنين مستحب را براى استحباب يا براى وجه استحباب آن بجا آورد ، و به همين صورت در ترك قبيح ، آن را براى آنكه ترك قبيح است يا براى وجه آن ، ترك گويد و بجا نياوردن قبيح را براى آنكه بجا نياوردنش قبيح است . زيرا اگر شخص ، واجب و يا مستحب را نه براى آنچه گفتيم ، بجا آورد ، استحقاق براى مدح و ثواب بر آن نخواهد يافت ، و نيز اگر قبيح را به هدف ديگرى ، مانند لذت يا غير آن ، ترك گويد ، استحقاق براى مدح و ثواب نخواهد يافت . دليل بر استحقاق يافتن براى ثواب با انجام طاعت آن است كه طاعت ، بارى گران است كه خداوند بر دوش مكلف نهاده است . پس اگر غرضى در آن نباشد ، بيهوده و ظلم خواهد بود ، كه اين قبيح است و از حكيم سر نمىزند ؛ و اگر براى غرضى باشد ، آن غرض يا زيان رساندن [ به مكلف ] است ، كه اين ظلم است ، و يا نفع رساندن به او
هامش
( 1 ) - اگر وجوب را غايت در انجام كارش قرار دهد ، آن را براى وجوبش انجام داده است و اگر آن را صفت براى كارش قرار دهد ، مثلا نيّت كند نمازى را كه واجب است بخواند ، آن را براى وجه وجوب آن انجام داده است .