3 - استمرار حيات [ انسانهايى كه در دوزخ خواهند سوخت ] با وجود سوختن مداوم در آتش ، محال است .
4 - تولد يافتن افراد در هنگام اعاده بدون توالد پدر و مادر باطل است . « 1 »
5 - قواى جسمانى متناهى [ و محدود ] است و قول به استمرار نعمتهاى بهشتيان ، قول به عدم تناهى [ و نامحدود بودن قواى جسمانى ] است .
پاسخ هر يك از اين اشكالها آن است كه اينها در حدّ بعيد شمردن است ، [ و در آنها هيچ برهانى بر محال بودن وجود ندارد . ]
اما افلاك ، به خاطر آنكه ، بنابر آنچه قبلا گذشت ، حادثاند ، و از اين رو شكافته شدن آنها ممكن مىباشد ، همانگونه كه معدوم شدنشان ممكن است . همچنين است پيدايش بهشت بر فراز افلاك .
و سوختن پيوسته و مدام همراه با بقاى جسم ، امرى ممكن است ، و نيز قدرت خداوند به هر مقدورى تعلق مىگيرد ، پس امكان آن هست كه خداوند ، جسم را به اجزاى نارى [ - اجزايى از نوع اجزاء آتش ] بدل كند ، آنگاه دوباره آن را باز گرداند ، و به همين ترتيب ادامه يابد .
و تولّد [ بدون توالد پدر و مادر ] ممكن است ، همانگونه كه در آدم روى داد . و قواى جسمانى گاهى اثرش غير متناهى مىباشد ، و آن هنگامى است كه واسطهاى در تأثير نباشد .
هامش
( 1 ) - توضيح مطلب آن است كه نفس تنها وقتى به بدن تعلق مىگيرد كه بدن استعداد خاصى يافته باشد و اين استعداد خاص ، جز در نطفهاى كه در رحم مادر تكوّن مىيابد و زمانى بر آن مىگذرد حاصل نمىگردد . و اين امور هنگام بعث و حشر وجود ندارد .