و اگر آغاز بدان ممكن بود ، تكليف بيهوده مىبود .
شرح : مدح [ - ستايش ] : سخنى است كه از بلند مرتبه بودن ديگرى خبر مىدهد و به قصد بالا بردن درجهء او گفته مىشود .
ثواب [ - پاداش ] : نفعى است كه شخص مستحق آن است و همراه با بزرگداشت و اكرام مىباشد .
ذمّ [ - نكوهش ] : سخنى است كه از پايين بودن مرتبهء ديگرى خبر مىدهد و به قصد پايين آوردن منزلت او گفته مىشود .
عقاب [ - كيفر ] : ضرر و زيانى است كه شخص ، مستحق آن است و همراه با سبك شمردن و اهانت مىباشد .
اسباب استحقاق يافتن براى مدح و ثواب عبارتند از : انجام واجب و مستحب و انجام ضدّ كار قبيح ، يعنى ترك كردن آن « 1 » - بنابر نظر كسانى كه ترك را ضدّ به شمار مىآورند - و ترك قبيح .
ابو على و جمعى از معتزله استحقاق يافتن براى مدح و ثواب بواسطهء ترك قبيح را نپذيرفتهاند . آنچه ايشان را به اين قول واداشته آن است كه مكلف هرگز از فعل و ترك ، كه همان فعل ضدّ است ، خالى نمىباشد . و درست همان است كه مصنّف ( ره ) بيان كرد ، زيرا عقلا نكوهش كسى را كه واجب را بجا نياورده ، نيكو مىشمارند هر چند فعلى را از او تصوّر نكرده باشند ، همانگونه كه نكوهش او بر انجام قبيح را نيكو مىشمارند .
و اعلم أنّه يشترط في استحقاق الفاعل المدح و الثواب إيقاع الواجب لوجوبه أو لوجه وجوبه ، و كذا المندوب يفعله لندبه أو لوجه ندبه ، و كذا في ترك القبيح يتركه لكونه ترك قبيح أو لوجه ذلك و الإخلال بالقبيح لكونه إخلالا بالقبيح ، فإنّه لو فعل الواجب أو
هامش
( 1 ) - صحيح آن است كه گفته شود : « يعنى كفّ نفس از انجام فعل . » و اين اشاره است به نظر كسانى كه مىگويند مطلوب به نهى ، كفّ نفس است ، نه صرف ترك كردن فعل .