تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
يعصي في أجزاء أخرى ، فإذا أعيد في تلك الأجزاء بعينها و أثابها على الطاعة لزم إيصال الحقّ إلى غير مستحقة . و تقرير الجواب واحد ، و هو أنّ لكل مكلّف أجزاء أصلية لا يمكن أن تصير جزءا من غيرها ، بل تكون فواضل من غيره لو اغتذى بها ، فإذا أعيدت جعلت أجزاء أصلية لما كانت أصلية له أولا ، و تلك الأجزاء هي التي تعاد و هي باقية من أوّل العمر إلى آخره . اما فرض نخست ، به دليل آنكه بدن همواره در حال تحليل رفتن و جايگزين شدن است . پس اگر بدن همراه با همهء اجزاى آن باز گردد آن بدن بسيار بزرگ خواهد شد ، و به دليل آنكه گاهى اجزايى كه از بدن تحليل مىرود به صورت اجزاى غذايى درآمده و توسط همان انسان خورده مىشود تا آنكه اجزاى عضوى ديگر ، غير از آن عضوى كه ابتدا اجزاى آن بود ، مىگردد . حال اگر اجزاى هر عضوى به همان عضو باز گردد ، [ مثلا همهء اجزاى تحليل رفته از دست ، دوباره در قيامت و هنگام بعث انسان ، به همان دست باز گردد ] ، لازم مىآيد كه آن جزء ، جزء هر دو عضو باشد ، و اين محال است . اما فرض دوم به دليل آنكه گاهى انسان وقتى مركب از اجزاى خاصى است ، طاعت و بندگى خدا را مىكند ، آنگاه آن اجزا تحليل مىرود و شخص در اجزاى ديگرى معصيت مىكند . حال اگر در همان اجزا [ يى كه با آن مرتكب گناه شده ] باز گردد و خداوند او را بر طاعتش پاداش دهد ، در اين صورت حق به كسى كه مستحق آن نبوده ، رسيده است . تقرير پاسخ [ به هر دو ايراد ] يكى است و آن اينكه هر مكلفى اجزايى اصلى دارد كه نمىتواند جزء [ اصلى ] بدن انسان ديگرى شود ، و اگر انسان ديگرى از او تغذيه كند [ و بدن او را بخورد ] اين اجزا ، از فواضل و اجزاى زيادى انسان آكل خواهد شد . پس هرگاه آن اجزا اعاده شود ، اجزاى اصلى بدنى خواهند شد كه ابتدا [ در دنيا ] اجزاى اصلى آن بوده است و آن اجزا همان اجزايى است كه اعاده مىگردد و همانهاست كه از آغاز عمر تا پايان باقى است .