شرح : مردم در اينكه مكلف چيست ؟ بر چند قول ، كه پيش از اين دانستى ، اختلاف كردهاند : يك قول ، قول كسانى است كه معتقدند مكلف همان نفس مجرد است ، و اين مذهب حكماى پيشين ، مسيحيان ، تناسخىها ، غزالى ، حليم ، راغب از اشاعره ، ابن هيصم از كراميه و جمعى از اماميه و صوفيه است .
قول ديگر ، قول گروهى از محققان است و آن اينكه مكلّف همان اجزاى اصلى در اين بدن است ، اجزايى كه فزونى و كاهش در آنها راه ندارد [ و همواره ثابت است ] ؛ زيادت و نقصان تنها در اجزاى مضاف به اجزاى اصلى روى مىدهد .
حال كه اين را دانستى مىگوييم : آنچه در معاد جسمانى واجب است ، همان باز گرداندن آن اجزاى اصلى يا نفس مجرد همراه با اجزاى اصلى است ، اما اعادهء عين اجسام پيوسته به آن اجزا واجب نيست . هدف مصنّف ( ره ) از بيان اين سخن ، پاسخ دادن به اشكالهاى فيلسوفان بر معاد جسمانى است .
تقرير سخن ايشان آن است كه اگر انسانى ، انسانى را بخورد يا از اجزاى آن تغذيه كند ، اجزاى غذا اگر به انسان نخست [ - مأكول ] باز گردد دومى [ - آكل ] معدوم خواهد بود ، و اگر به دومى [ - آكل ] باز گردد اولى [ - مأكول ] معدوم خواهد بود .
و نيز ، خداى متعال يا همهء اجزاى بدنى را كه از آغاز عمر تا پايان آن حاصل شده ، [ در قيامت ] باز مىگرداند و يا خصوص اجزايى را كه هنگام مرگ شخص حاصل بوده است ، و هر دو فرض باطل است .
أمّا الأوّل فلأنّ البدن دائما في التحلل و الاستخلاف ، فلو أعيد البدن مع جميع الأجزاء منه لزم عظمه في الغاية ، و لأنّه قد يتحلل منه أجزاء تصير أجساما غذائية ثم يأكلها ذلك الإنسان بعينه حتى تصير أجزاء من عضو آخر غير العضو الذي كانت أجزاء له أوّلا ، فإذا أعيدت أجزاء كل عضو إلى عضوه لزم جعل ذلك الجزء جزءا من العضوين و هو محال .
و أمّا الثاني فلأنّه قد يطيع العبد حال تركبه من أجزاء بعينها ثم تتحلل تلك الأجزاء و
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٨٤