و ذهب آخرون إلى أن الامتناع باعتبار الغير و ذلك أن العالم معلول علة واجب الوجود فلا يمكن عدمه إلّا بعدم علته و يستحيل عدم واجب الوجود ، و نحن قد بيّنا خطأهم في ذلك و برهنّا على أنّ المؤثر في العالم قادر مختار .
- 2 - امكان معدوم شدن جهان
متن : ممكن بودن جهان ، بيانگر جايز بودن عدم آن مىباشد .
شرح : مردم بر اينكه آيا امكان دارد جهان معدوم شود يا نه ؟ اختلاف كردهاند .
پيروان مذاهب [ آسمانى ] بر امكان آن اتفاق نظر دارند ، مگر عدهاى اندك ، و حكيمان پيشين آن را نپذيرفتهاند . آنان نيز خود اختلاف كردهاند ؛ گروهى از ايشان گفتهاند :
امتناع عدم اين جهان ، ذاتى است و جهان را واجب الوجود شمردهاند . ما خطاى ايشان را [ در مباحث گذشته ] بيان كرديم و بر حادث بودن اين جهان برهان آورديم ، و چون اين جهان حادث است ، بالضرورة ممكن خواهد بود ، [ و چون ممكن است ، معدوم شدن آن جايز مىباشد . ]
گروهى ديگر گفتهاند : امتناع عدم اين جهان به اعتبار غير است ، [ يعنى عدم اين عالم ، ممتنع بالغير مىباشد نه ممتنع بالذات ، و در نتيجه وجود اين عالم ، واجب بالغير است ، نه واجب بالذات . ] بيان مطلب آن است كه جهان ، معلول علّتى واجب الوجود است ، پس عدم آن امكان ندارد مگر در صورتى كه علت آن معدوم گردد .
و از طرفى ، عدم واجب الوجود محال است . ما خطاى ايشان را [ در بحثهاى پيشين ] بيان كرديم و برهان آورديم بر اينكه مؤثر [ و پديد آورندهء ] جهان ، قادر و مختار است [ و همانگونه كه اراده كرد و اين جهان را آفريد ، مىتواند اراده كند و آن را معدوم نمايد . ]