[ مقصد ششم در : معاد ، وعد و وعيد و امور مربوط به آن ]
متن : حكم دو چيز كه مثل يكديگراند ، يكسان است ، و نقل بر ممكن بودن يك مماثل دلالت كرده است ، [ پس مماثل ديگر نيز وجودش ممكن خواهد بود ] .
شرح : در اين بخش چند مسأله هست :
- 1 - امكان خلق جهان ديگر
بدان حكم به وجوب [ وجود ] معاد بر اين مسأله [ يعنى اثبات امكان خلق جهان ديگر ] متوقف است « 1 » ، و به همين دليل ، اين بخش را با اين مسأله آغاز كرد ، و مردم در آن اختلاف كردهاند . پيروان مذاهب [ الهى ] بر امكان خلق جهان ديگر اتفاق نظر دارند و حكماى پيشين با آن مخالفت كردهاند . پيروان مذاهب به عقل و نقل [ براى اثبات امكان خلق جهان ديگر ] استدلال كردهاند .
اما عقل ، پس مىگوييم : جهان مماثل با اين جهان ، وجودش ممكن است ، چون اين جهان ، ممكن الوجود است و حكم دو چيز كه مثل يكديگراند ، يكسان مىباشد . پس چون اين جهان ممكن است ، بايد حكم به امكان جهان ديگر كرد . مصنّف ( ره ) با اين عبارت كه « حكم دو چيز كه مثل يكديگراند ، يكسان است » ، به اين برهان اشاره كرد .
هامش
( 1 ) - اثبات ، معاد بر مسألهء امكان جهانى ديگر كه مانند اين جهان باشد و افلاك نهگانه و كرات چهارگانه داشته باشد ، متوقف نيست ، بلكه بر اثبات مكانى براى حشر و نشر و بهشت و دوزخ متوقف است و ظاهر آيات قرآن كريم آن است كه جهان دوم با از ميان بردن جهان كنونى و پيدايش جهانى تازه ، تحقق مىيابد .
خداوند مىفرمايد :« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ ؛روزى كه آسمان را همچون در پيچيدن صفحهء نامهها در مىپيچيم . همانگونه كه بار نخست آفرينش را آغاز كرديم دوباره آن را باز مىگردانيم . وعدهاى است بر عهدهء ما كه انجامدهندهء آنيم . » ( انبياء / 104 ) اين آيه و آيات ديگر دلالت مىكند بر فناى دنيا و پيدايش عالمى جديد ؛ بنابراين ، بسيارى از ادلهاى كه بر امتناع خلق جهان ديگر اقامه شده ، از اعتبار ساقط مىگردد ، چون آن ادله مبتنى بر آن است كه آن جهان ، در كنار اين جهان و شبيه آن ، آفريده شود ، و ريشهء توهم امتناع ، محال بودن خرق و التيام افلاك نه گانه است . ( آية اللّه جعفر سبحانى ، تعليقه بر كشف المراد ، ص 243 )