تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
رشيد ، محمّد بن زبيده معروف به امين پادشاه شد سه سال و بيست و پنج روز ، آنگه امين را معزول كردند و عمّش ابراهيم را بر تخت بنشاندند ، چهارده روز . آنگه زبيده را از بند بيرون كردند و دويم بار ، وى را بيعت كردند ، بنشست يك سال و شش ماه و بيست و سه روز . آنگه مأمون پادشاه شد بيست [ و سه ] « 1 » سال . در ايّام ملك او امام رضا - عليه السّلام - شهيد شد مسموم و در زهر دادن او دو نوع روايت كرده‌اند : در روايت محمّد بن على بن حمزه آن است كه عبد اللّه بن بشير « 2 » گفت : مرا فرمود مأمون كه ناخن بچينم و گفت : با هيچ كس مگوى . پس روزى چيزى بياورد مانند خرماى هندى و مرا بفرمود تا به دو دست خويش بسرشتم . پس وى پيش امام رضا - عليه السّلام - شد و رضا را اندك بيمارى بود . او را پرسيد كه چگونه‌اى ؟ گفت : اميد مىدارم كه بهتر شوم . گفت : هيچ كس از اطبا امروز پيش تو آمد ؟ گفت : نه . مأمون خشم گرفت و بانگ بر غلامان زد و گفت : آب نار ببايد گرفت و مرا بخواند و بفرمود تا نار بياوردند و دانه كردم و بفرمود تا با هر دو دست خود بيفشردم و مأمون به دست خود به وى داد [ 130 - پ ] تا بخورد . آن سبب وفات وى شد . « 3 » و در روايت ابى الصّلت « 4 » آنست كه گفت : مولاى من ، امام رضا - عليه السّلام - مرا گفت : درين قبّه شو . [ يعنى : قبّهء رشيد ] « 5 » و خاك او پيش من آر ، از چهار موضع از نزديك دروازه و نزديك بالين و نزديك پايش و نزديك قبله ، آن را جداگانه پيش من آر . بياوردم . يك يك را بديد و گفت : درين سه موضع خواهند كه براى من قبر كنند و ميسّر نشود اگر تمامى كلنگهايى كه در طوس است ، جمع كنند . پس خاك پيش گور برگرفت و گفت : اين خاك من است . چون قبر كنند و درو نمى ، پديد آيد ، اين كلمات بگو كه به تو آموزم و آبى از آنجا بيرون آيد كه لحد از آن پر شود در آن ماهيان خورد بينى . نانى كه من به تو دهم پاره كن و به آن ماهيان ده تا بخورند . آنگه ماهى
هامش
48 ، 49 ، 50 ، 51 ، 52 ، 55 و 57 سال گفته‌اند . ر . ك : اعيان الشيعة ، ج 2 ، ص 12 - 13 . ( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 374 . ( 3 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 270 . ( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 374 - 376 به نقل از : روضة الواعظين . ( 5 ) . ق : ندارد .