تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
تو وى را در آن داشتى و بدان رسانيدى . مأمون گفت : هيچ چيز پيش من ازين دوست‌تر نيست . پس مأمون فاضلان رعيّت را جمع كرد و [ امام رضا - عليه السّلام - ] « 1 » خود حاضر آمد . آنگه حميد بن مهران - عليه اللعنه - گفت امام رضا را كه بدرستى كه مردمان از تو حكايتها بسيار كردند و در وصف تو غلو كردند ، چون ديدند كه دعا كردى و باران باريد كه عادت شده است باريدن آن و آن را معجزه ساختند از براى تو و اين امير المؤمنين تو را به اين محل رسانيده است و تو دانى كه حقّ وى بر تو اقتضاى آن نكند كه قول دروغ زنان را كه از براى تو گويند ، بشنوى و بدان رضا دهى . امام رضا - عليه السّلام - گفت : من بندگان خداى را منع نكنم [ از ] آنكه ياد كنند نعمتى [ 128 - پ ] را كه خداى تعالى بر من عطا كرده است و اگر چه [ آن را خطير نگيرم ] « 2 » و از طريق نخوست « 3 » به خود نمىپيچم ؛ اما آنچه گفتى كه صاحب تو مرا به منزلتى رسانيده است ، بدرستى كه وى فرود نياورده است الّا در محلى كه ملك مصر ، يوسف صدّيق را فرود آورد و حال ايشان آن بود كه تو دانستى . پس آن ملعون در خشم شد و گفت : اى پسر موسى بن جعفر ؛ بدرستى كه تو از حدّ خود درگذشتى و از قدر خود تجاوز كردى بدان بارانى كه خداى تعالى فرستاد تا بدان حد كه مىپندارى كه مثل معجزهء ابراهيم خليل است يا موسى كليم . اگر تو راست مىگويى در آنچه مىنمايى ، اين صورت شير كه بر اين سند ، نقش كرده‌اند - و اشارت به مسند مأمون كرد - زنده گردان و بر من مسلّط ساز تا تو را آيتى و معجزه‌اى باشد . امام رضا - عليه السّلام - در خشم شد و بانگ بر آن دو صورت زد كه بگيريد اين فاسق فاجر را و طعمهء خود سازيد و ازو اثرى مگذاريد . پس آن صورتها شير شده برجستند و آن ملعون را فرا گرفتند و در هم شكستند و تمامش بخوردند و خونش بليسيدند . قوم از آن متحيّر شدند و چون از آن فارغ شدند ، امام رضا - عليه السّلام - را گفتند كه اى ولىّ خدا در زمينش ؛ اگر فرمائى با مأمون همان كنيم كه با آن ملعون كرديم . مأمون ازين سخن بيهوش شد و بيفتاد . امام فرمود تا
هامش
( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . ق : بطر نگيرم . ( 3 ) . كذا ؛ شايد « نخوت » بوده .
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 230 | حسن بن حسين شيعى سبزوارى