تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
معجزهء ديگر : روايت است از ابن عباس - رحمه اللّه - كه گفت : چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به غزاى بنى المصطلق شد ، به نزديك واديى فرود آمد ، آخر شب بود . جبرئيل آمد و خبر داد او را كه طايفه‌اى از كافران جن در آنجا پنهان شده‌اند و گنبدى مىسازند و قصد تو دارند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امير را بخواند و فرمود كه بدين وادى شو و اعداى خدا را از پريان دفع كن به قوّتى كه خداى - عزّ و جلّ - تو را داده است و اسمايى كه تو را بدان مخصوص گردانيده ، حصن خود ساز و صد مرد را با وى بفرستاد و بفرمود ايشان را كه فرمان او بريد . حضرت امير - عليه السّلام - مىرفت تا به نزديك آن وادى ، آن صد مرد را كه با او بودند ، بفرمود تا آنجا بايستادند و برفت تا به كنار وادى و عوذه‌ها برخواند و نامهاى خدا ياد كرد . پس بدان قوم اشارت [ 54 پ ] كرد كه نزديك آييد ، به نزديك آمدند ، چنان كه ميان ايشان تير پرتابى بود . پس خواست كه به وادى فرو شود ، بادى شديد آمد ، چنان كه نزديك بود كه آن قوم بر روى افتند . پس امير المؤمنين بانگ برداشت و گفت : منم على بن ابى طالب ، وصىّ رسول خداى و پسر عمّ او ، بايستيد اگر امان « 1 » خواهيد . شخصهاى سياه پديد آمدند ، گفتند كه همه مشعلهاى آتش به دست دارند . امير المؤمنين به وادى فرو شد و قرآن مىخواند و شمشير مىراند ، از راست و از چپ . پس آن اشخاص چون دودى سياه شدند و امير المؤمنين - عليه السّلام - تكبير كرد و به بالا برآمد و اصحاب رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - او را [ بديدند ، ] « 2 » گفتند : چه ديدى يا ابا الحسن ؛ نزديك بود كه ما هلاك شويم از بيم . امير المؤمنين فرمود : چون ايشان پديد آمدند نامهاى خاصّ خداى بخواندم ، ايشان حقير شدند و دانستم كه بترسيدند . من در وادى شدم و نترسيدم و اگر بر آن حال بماندندى ، همه را هلاك كردمى و خداى تعالى كيد ايشان را كفايت كرد و بقيهء ايشان پيش از من نزد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روند و ايمان آرند . « 3 » پس امير بازگشت و آن جماعت كه با او بودند و به نزديك پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آمد و اين حال بازگفت . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شاد شد و
هامش
( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . ق : شدند و ايمان آوردند .