تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
در پيش خود بنشاند و مردمان در هر علم خوض كردند . رشيد ، شافعى را گفت : يا بن عم ؛ چند فضيلت از آن على بن ابى طالب روايت مىكنى ؟ گفت : چهار صد حديث يا زياده . گفت : بگوى و مترس . گفت : به پانصد رسد يا زيادت . محمّد اسحاق را گفت : تو چند روايت مىكنى در فضايل على ؟ گفت : هزار يا زياده . محمّد يوسف را گفت : بگو تو چند روايت مىكنى مرا خبر ده مترس . گفت : اگر نه از بهر خوف بودى ، روايت ، در فضايل على زيادت از آنست كه برشمرند . گفت : از كه مىترسى ؟ گفت : از تو و اعمال و اصحاب تو . گفت : ايمنى ، بگوى . گفت : پانزده هزار حديث مسند و پانزده هزار حديث مرسل . « 1 » واقدى گفت : پس روى به من [ 48 - پ ] كرد و گفت : تو در آن چه مىدانى ؟ من همان گفتم كه محمّد يوسف گفته بود . رشيد گفت : من وى را فضيلتى مىشناسم كه به چشم خود ديده‌ام و به گوش خود شنيده‌ام كه بزرگتر است از هر فضيلتى كه شما روايت مىكنيد و من توبه كردم و به خداى گرديده‌ام از آنچه از ما صادر شد در كار طالبيان . پس ما همه گفتيم كه خداى تعالى امير المؤمنين را توفيق دهاد و به صلاح داراد ، اگر صواب بيند ما را بدان حديث اعلام فرمايد . گفت : آرى ؛ من عامل خود يوسف بن الحجّاج را ولايت دمشق دادم و وى را فرمودم به عدل ورزيدن با رعيت و انصاف نگاه داشتن در قضيه . چنان كرد كه فرمودم . به دو اعلام كردند كه خطيب دمشق خطبه مىخواند و على بن ابى طالب را دشنام مىدهد [ و نقص مىكند . ] « 2 » روز وى را حاضر كرد و از آن پرسيد . اقرار آورد . گفت : چه چيز تو را را بدان داشته است ؟ گفت : وى پدران ما را كشته است و فرزندان ما را [ به برده برده ] « 3 » پس آن كينه در دل مانده است و هرگز ترك آن نكنم . پس وى را بند و غل بر نهاد و محبوس كرد و حال وى مرا بازنمود . فرمودم كه وى را بند كرده پيش من آر . چون پيش من آورد ، وى را زجر كردم و بانگ برو زدم و گفتم : تويى كه على را دشنام مىدهى ؟ گفت : آرى . گفتم : ويلك ؛ وى هر كس را كه كشت و سبى « 4 » [ 49 - رو ] كرد به فرمان خداى و رسول خداى كرد . گفت : من ترك آن نكنم . بفرمودم تا تازيانه و
هامش
( 1 ) . م : مرسل . . . غير مرسل . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . ق : ندارد . ( 4 ) . اسير كردن ، سبى دربارهء زنان به كار مىرود .
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 101 | حسن بن حسين شيعى سبزوارى