تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1362

مساهمون:

ص١٣٦٢
و نوشتارها
مزرعه‌اى شد
با خوشه‌هاى سرخ
و جهان يك مزرعه شد
با خوشه ، خوشه ، خون
و هر ساقه :
دستى و داسى و شمشيرى
و ريشه‌ى ستم را وجين كرد
و اينك
و هماره
مزرعه سرخ است
*
يا ثار اللّه
آن باغ مينوى
كه تو در صحراى تفته كاشتى
با ميوه‌هاى سرخ
با نهرهاىِ جارى خوناب
با بوته‌هاى سرخِ شهادت
و ان سروهاى سبزِ دلاور ،
باغىست كه بايد با چشم عشق ديد
اكبر را
صنوبر را
بو فضايل را
و نخلهاى سرخ كامل را
*
حُرّ ، شخص نيست
فضيلتىست ،
از توشه بارِ كاروان مِهر جدا مانده
آنسوى رود پيوستن
و كلام و نگاه تو
پلىست