يگانهاى ، وحدتى
آه اى سبز !
اى سبز سرخ !
اى شريفتر از پاكى
نجيبتر از هر خاكى
اى شيرين سخت
اى سخت شيرين
بازوى حديد !
شاهين ميزان !
مفهوم كتاب ، معناى قرآن !
نگاهت سلسلهى تفاسير
گامهايت وزنهى خاك
و پشتوانهى افلاك
كجاى خدا در تو جارىست
كز لبانت آيه مىتراود ؟
عجبا ! « 1 »
عجبا از تو ، عجبا !
حيرانى مرا با تو پايانى نيست
چگونه با انگشتانهاى
از كلمات
اقيانوسى را مىتوان پيمانه كرد ؟
بگذار تا بگريم
خون تو در اشك ما تداوم يافت
و اشك ما ، صيقل گرفت
شمشير شد
و در چشمخانهى ستم نشست
*
تو قرآن سرخى
« خون آيه » هاى دلاوريت را
بر پوست كشيدهى صحرا نوشتى
هامش
( 1 ) - نيز اشاره به آيهى 9 از سوره كهف ،أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ؟كه گفتهاند آن حضرت آن را بر نيزه ، تلاوت فرمودند .