مرگ سرخت
تنها نه نام يزيد را شكست
و كلمهى ستم را بىسيرت كرد
كه فوج كلام را نيز درهم مىشكند
هيچ كلام بشرى نيست
كه در مصاف تو نشكند
اى شير شكن !
خون تو بر كلمه فزون است
خون تو در بسترى از آنسوى كلام
فراسوى تاريخ
بيرون از راستاى زمان
مىگذرد
خون تو در متن خدا جارىست
*
يا ذبيح اللّه
تو اسماعيل گزيدهى خدايى
و رؤياى به حقيقت پيوستهى ابراهيم
كربلا ميقات توست
مُحرّم ميعادِ عشق
و تو نخستين كس
كه ايام حج را
به چهل روز كشاندى
وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ « 1 »
آه ،
در حسرت فهمِ اين نكته خواهم سوخت
كه حجّ نيمه تمام را
در استِلام حَجَر وانهادى
و در كربلا
با بوسه بر خنجر ، تمام كردى
*
هامش
( 1 ) - سورهى اعراف ؛ آيهى 142 ، يس آن را با ده روز ، تمام كرديم و كامل ساختيم .