تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1358

مساهمون:

ص١٣٥٨
و بشريت رهگذار را مىآشامانى
- هركس را كه تشنه‌ى شهادت است -
*
نام تو ، خواب را بر هم مىزند
آب را طوفان مىكند
كلامت ، قانون است
خِرَد ، در مصافِ عزم تو
جنون
تنها واژه‌ى تو خون است ، خون
اى خدا گون !
*
مرگ در پنجه‌ى تو
زبون‌تر از مگسىست
كه كودكان به شيطنت
در مشت مىگيرند
و يزيد ، بهانه‌اى ،
دستمالِ كثيفى
كه خلطِ ستم را در آن تُف كردند
و در زباله‌ى تاريخ افكندند
يزيد كلمه نبود
دروغ بود
زالويى درشت
كه اكسيژن هوا را مىمكيد
مُخَنثى كه تهمت مردى بود
بوزينه‌اى با گناهى درشت :
« سرقت نام انسان »
و سلام بر تو
كه مظلوم ترينى
نه از آن جهت كه عطشانت شهيد كردند
بل از اين رو كه دشمنت اين است
*