تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦
اينگ هر چيز : يا سرخ است
يا حسينى نيست
*
آه ، اى مرگِ تو معيار !
مرگت چنان زندگى را به سُخره گرفت
و آن را بىقدر كرد
كه مردنى چنان ،
غبطه‌ى بزرگ زندگانى شد !
*
خونت
با خونبهايت حقيقت
در يك تراز ايستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- كه جهان با دروغ مىپاشد -
و خون تو ، امضاء « راستى » ست
*
تو را بايد در راستى ديد
و در گياه ،
هنگامى كه مىرويد
در آب ،
وقتى مىنوشاند
در سنگ ، چون ايستادگىست
در شمشير ،
آن زمان كه مىشكافد
و در شير ،
كه مىخروشد ،
در شفق كه گلگون است
در فلق كه خنده‌ى خون است
در خواستن برخاستن ،
تو را بايد در شقايق ديد
در گل بوييد