شد چشم خرد خيره « جمالى » به جمالش * روزى كه نقاب از رخ او حادثه برداشت
* * *
اى روح سرخ عالم ايجاد يا حسين * اى داد را رسيده به فرياد يا حسين
از پاى عزم عشق گشودى عقال عقل * شد اين اسير تا ابد آزاد يا حسين
كردى قيام و پشت سپاه ستم شكست * داد آمدى مقابل بيداد يا حسين
سرخ است تا هميشه ز خون تو روى عشق * چون آفتاب سرخ سحرزاد يا حسين
سر مىكشد ز سينهى ما دم به دم ز داغ * گل شعلههاى كورهى حدّاد يا حسين
خون تو ياد گشت و به شريان ما دويد * ما را دل است زنده از آن ياد يا حسين
در دفتر حيات تو تاريخ مرگ نيست * هر دم تو راست لحظه ميلاد يا حسين
قلاب داغ جذبهى خون خداييت * ما را كشد به حلقهى ارشاد يا حسين
با رؤيت هلال « جمالى » گريست زار * ياد آمدش ز تيغهى پولاد يا حسين
* * *