تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1236

مساهمون:

ص١٢٣٦
ما را گرفته خصم ستمكار در ميان * « در خلد بر حجاب دو كَوْن آستين فشان »
« وندر جهان مصيبت ما بر ملا ببين »
يك دم ز راه شفقت و احسان به كربلا * بنگر فتاده‌اند شهيدان به كربلا
در خون خويشتن شده غلتان به كربلا * « نى نى درآ چو ابر خروشان به كربلا »
« طغيان سيل و فتنه‌ى موج بلا ببين »
بىهمدم و شكسته دل و زار و دربه‌در * در چنگ دشمنند اسيران خون جگر
از حال ما براى چه نگرفته‌اى خبر * « تن‌هاى كشتگان همه در خاك و خون نگر »
« سرهاى سروران همه بر نيزه‌ها ببين »
شد عاقبت شهيد لب آب تشنه كام * فرزند ناز پرورت اى دل شكسته مام
اكنون ز كيد چرخ و ستمهاى اهل شام * « آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام »
« يك نيزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببين »
فرزند نازپرور گلگون عذار تو * بعد از حسن به دهر ، مهين يادگار تو
آرام جان و مايه‌ى صبر و قرار تو * « آن تن كه بود پرور شش در كنار تو »
« غلتان به خاك معركه‌ى كربلا ببين »
اى مادر حميده سيَر كى رود ز ياد * آن دم كه ابن سعد شد از قتل شاه شاد
در چنگ خصم اهل حريم تو اوفتاد * « يا بضعة الرّسول ز ابن زياد داد »
« كو خاك اهل بيت رسالت به باد داد »

11

با هر بناى ظلم كه بنياد كرده‌اى * بس خرمن اميد كه بر باد كرده‌اى
از كرده‌هاى خويش دمى ياد كرده‌اى ؟ * « اى چرخ غافلى كه چه بيداد كرده‌اى »
« وز كين چه‌ها درين ستم آباد كرده‌اى »
يك دم نگه نداشته‌اى حرمت رسول * خم كردى از مصيبت و غم قامت رسول
اين كينه گر پديد شد از امّت رسول * « در طعنت اين بس است كه با عترت رسول »
« بيداد كرده خصم و تو امداد كرده‌اى »
بر خلق بسته است كنون سيل ديده راه * در زير ابر تيره نهان گشت مهر و ماه
شد كشته از جفاى تو سلطان دين پناه * « اى زاده‌ى زياد نكرده‌ست هيچگاه »
« نمرود اين عمل كه تو شدّاد كرده‌اى »
كردى تو چاك چاك ز پيكان تن حسين * دادى به خاك دشت بلا مسكن حسين
كردى خزان به تيشه‌ى كين گلشن حسين * « كام يزيد داده‌اى از كشتن حسين »
« بنگر كه را به قتل كه دلشاد كرده‌اى »
نوش تو نيش آمد و مهر تو آفت است * بر مردم زمانه ترا كينه عادت است