شطّ فرات از آتش حسرت كباب شد * وز تشنگيش از عرق خجلت آب شد
در حقّ ساكنان بهشت ، آب سلسبيل * بر ياد تشنه كامى او خون ناب شد
جبريل دست بر سر و سر برد زير بال * چون دست بر عنان زد و پا در ركاب شد
امر شكيب كرد حرم را و خويشتن * بر ناشكيبى همه ، بىصبر و تاب شد
عمر از فراز روى و اجل از قفاى او
اين بىدرنگ آمد و آن با شتاب شد
*
اين غم كجا برم كه غمت را كسى نخورد * جز خواهران بىكس و اطفال نااميد
دهر ازا زال گرفته عزايت كه روز و شب * گيسو بريد شام و سحر پيرهن دريد
اكرام بين كه بعد شهادت چه كرد خصم * از نى جنازه بستش و از خون كفن بريد
قاتل برين قتيل نه تنها گريست زار * تيغى كه سر بريدش از آن نيز خون چكيد
در بطن مادران همه طفلان خورند خون
ز آبى كه طفلش از دم پيكان كين مكيد
*
بر حالت غريبى او آسمان گريست * تنها نه آسمان ، همه كون و مكان گريست
هم بر رجال كشتهى بىكفن و دفن سوخت * هم بر نساء زندهى بىخانمان گريست
بر سينه و لبش ، همه صحرا و باغ سوخت * بر ديده و دلش ، همه دريا و كان گريست
گلها به خاك ريخت چو گلشن به باد رفت * بلبل به حسرت آمد و بر باغبان گريست
تا پيكر امام زمان بر زمين فتاد * روح الامين به حال زمين و زمان گريست
جسم جهان فتاد تهى زان جهان جان * جان جهانيان به عزاى جهان گريست
بر اين غريب دشت بلا ، نفس و عقل سوخت
بر اين قتيل تيغ جفا ، جسم و جان گريست
*
امروز روز قتل شهيدان كربلاست * صحراى حشر ، عرصهى ميدان نينواست
پشت حسينيان حجاز ، از ملال خم * صوت مخالفان عراق ، از نشاط راست
از طرف خيمهگه همه فرياد الامان * وز سمت حربگه همه آواز مرحباست
از دختران بىپدر افغان « وا حسين » * وز خواهران خونجگر ، آشوب « وا اخاست »
عزمش پى شهادت و حزمش بر اهل بيت * آسودهى اسيرى و آمادهى فداست
يك سو نواى ناله و يك سو نفير ناى * گوشى فرا به معركه ، گوشى به خيمههاست
بر جان فشانى خود و تشويش اهل بيت
يك چشم رو به مقتل و يك چشم بر قفاست
*