تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
آن كودكان نورس ناكام خردسال * بر جاى زنده مانده ز دوران پر فِتَن
آن رنجه جان به جامعه ، چو شمس در كسوف * و آنان به تاب نايبه « 1 » چون موى در شكن
سرگشتگان چو صيد حوادث به صد هراس * پر بستگان چو عقد جواهر به يك رسن
*
دردا كه بعد واقعه‌ى كربلا هنوز * از كين پراست سينه‌ى اهل جفا هنوز
خون دو عالم از همه ريزند در قصاص * اين قتل را وفا نكند خون‌بها هنوز
خود گر نبود جان جهان آن جهان جان * بهر چه از ميان نرود اين عزا هنوز
بر قصه‌هاى كهنه و نو قرنها گذشت * هر روز تازه‌تر بود اين ماجرا هنوز
گرم اسيرى حرمش خصم و او زدى * چون مرغ سربريده به خون دست و پا هنوز
*
در شرح اين ستم كه نگفتم يك از هزار * چون نامه روسياهم و چون خامه اشكبار
در سوگ اين ستم زده فرزند ، مام دهر * هرشام گيسوان كند از مويه تارتار
يك نم به چشم دجله و شط آب شرم نيست * خشكيدى ار نه ز آتش خجلت سراب‌وار
آمد خزان بهار جوانان هاشمى * يا رب دگر مباد خزان را ز پى بهار « 2 »
هامش
( 1 ) - نايبه : مصيبت ، حادثه‌ى ناگوار . ( 2 ) - برگرفته از مجموعه مراثى صفايى جندقى .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 978 | مرضيه محمدزاده