4 - شما به فرزندان رسول خدا و همهى پاكان خيانت كرديد . »
* * * زهير در محروميت مردم از شفاعت پيامبر چنين مىگويد :
1 - هل تطمعون بشربة من جدّه * و حرمتموه الماء و هو يراه ؟ !
2 - كلّا ، فانّ لكم سعير جهنّم * تشوى الوجوه ، و لن يدوم الجاه « 1 »
1 - آيا طمع داريد كه از دست جدش سيراب شويد در حالىكه امام را از آب محروم نموديد و او ( پيامبر ) شما را مىديد ؟ !
2 - هرگز ! براى شما آتش جاويدان جهنمى است كه صورتهاى شما را مىسوزاند و هميشگى است .
* * * و چنين حبّ خود را به اهل بيت اظهار مىدارد :
حبّ النّبىّ محمّد و عياله * أنشودة غنّت بها شفتاه « 2 »
حبّ پيامبر ( ص ) و خاندانش ، سرودى است كه همواره بر زبان من جارى است .
* * *
1 - و حبيب يختطف النّفوس بصارم * شقّ الرّؤوس و مزّق الأبدانا
2 - و برمحه اخترق الصّدور فأخرجت * فوق السّنان ضلوعها أدرانا
3 - و على الثّرى طرح الأكفّ كأنّها * ورق الخريف يفارق الأغصانا
4 - حتّى اذا خضب الثّرى بدمائهم * و من المحاجر أشبع الغربانا
5 - و تكاثروا مثل النّواهس حوله * و من الأسنّة شيّدوا بنيانا
6 - و هوت عليه سيوفهم و كأنّها * عند النّزول تخاف منه طعانا « 3 »
1 - حبيب بن مظاهر ، در حملهى قهرمانانهاش به سپاه خصم در حالىكه سرها را مىشكافد و بدنها را پارهپاره مىكند
2 - با نيزه سينهها را مىشكافد و بر سرنيزهاش دندههاى ناپاك دشمن نمايان است .
3 - دستهايى كه با ضربت شمشير او از بدن جدا گشتهاند . همچون برگهاى پاييزى از شاخه جدا شده و بر زمين پراكنده است
4 - و آنگاه كه زمين از خون دشمن سرخ گرديد و كاسههاى چشمان به خاك افتاده غذاى كلاغان را مهيّا نمود .
5 - دشمن هجوم جمعى و وحشيانهى خود را آغاز كرد و ديوارى از شمشير به دور او كشيد .
6 - در عينحال شمشيرها هنگام فرود از ضربههاى مهلك او در هراسند .
* * *
و اذا احاطت بالأسود أرانب * و تكاثرت بالحرب فاز الأرنب « 4 »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 310 .
( 2 ) - همان ؛ ص 309 .
( 3 ) - همان ؛ ص 371 .
( 4 ) - همان ؛ ص 349 .