تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
9 - مانند زمين‌لرزه و زلزله و صاعقه‌هاى آتش‌زا كه از آنها لهيب آتش فرومىريزد 10 و 11 - و يا مانند امواج خروشان است و چون بادهاى شديدى كه به سوى آسمان برمىخيزد يا امواجى خروشان كه تيز و برنده‌اند . در حقيقت عباس ( ع ) جامع صفات اضداد است و در صفات جمالى و جلالى در اوج مىباشد . * * *
1 - يلقى الجحافل بالمهنّد وحده * فتفرّ منه صوارم و رماح
2 - فكأنّما الآجال ملك يمينه * و لسيفه تستسلم الارواح
3 - لو لم تنله من البعيد سهامهم * و تحلّ بين ضلوعه الاتراح « 1 »
1 - حسين ( ع ) به دل آن سپاه بزرگ حمله مىكند و شمشيرها و نيزه‌ها از مقابل او مىگريزند ؛ 2 - گويا كه اجل‌ها به دست اوست و روح‌ها تسليم شمشير اوست . 3 - و امكان دستيابى به او نيست مگر با پرتاب تير از دوردستها . * * *
4 - و يسوقهم سوق النّعاج بسيفه * و على الجراح من النّزيف جراح « 2 »
4 - ازاينروست كه در حالىكه خون از جراحات حسين ( ع ) سرازير است به دشمن حمله مىكند و با حركت شمشيرش ، لشكر دشمن را همچون گوسفندانى به عقب مىراند . * * *
5 - و تناثرت أشلاؤه و كأنّما * ورق الورود على الثّرى و براعم « 3 »
5 - در قطعه‌قطعه گشتن پيكر امام ( ع ) ، گلهاى پرپر و شكوفه‌هاى به خاك افتاده را مشاهده مىكنيم . * * *
1 - و على جبين الشّمس جرح لم يزل * فى كلّ يوم لونه يتورّد
2 - و الرّيح مازالت بأجواء السّما * منذ القديم على الجريمة تشهد
3 - حملت عويلا من نساء محمّد * مازال فى طيّاتها يتردّد « 4 »
1 - آرى جراحت خورشيد از مصيبت عاشوراست كه هر روزه چهره‌اش را گلگون مىسازد 2 - چنان كه زوزه باد بر گناه بزرگى كه در اين روز اتفاق افتاد ، شهادت مىدهد 3 - و به هر كوى و ديار كه مىرود ، حكايتى از فرياد و ناله زنان اهل بيت پيامبر ( ص ) به همراه دارد . * * *
1 - كانت ترى تلك المصائب زينب * و فؤادها ممّا ترى يتعذّب
2 - و الحزن ما بين الضّلوع كأنّه * نار تثور و جمرها يتلهّب
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 525 . ( 2 ) - همان ؛ ص 526 . ( 3 ) - همان ؛ ص 519 . ( 4 ) - همان ؛ ص 538 .