3 - و لو الجبال رأت مصيبة زينب * لتصدّعت ممّا رأته زينب « 1 »
1 و 2 - شدت مصائب زينب ( س ) كه اين همه درد را به دوش مىكشد ، اندوه در سينهاش چونان آتش برافروخته كه هر آن شعلهورتر مىگردد ، زبانه مىكشد .
3 - حقا كه اگر كوهها مصيبت زينب ( س ) را مىديدند ، از هم فرومىپاشيدند .
ملحمة كربلاء با اين بيت به پايان مىرسد :
نشكوا إلى البارى عظيم مصابنا * و هو الّذى فيما نكابد يعلم « 2 »
ما به درگاه خداوند متعال از اين مصيبت شكايت مىكنيم و او كسى است كه از رنجهاى درونى ما آگاه است .
* * *
1 - و يزيد بين قروده و كلابه * يلهو بها و جليسه الشّيطان
2 - و السمّ فاح على حروف كلامه * شعرا و فيه ترنّم السّكران « 3 »
1 و 2 - يزيد با ميمون و سگش به لهو و لعب مىپرداخت و همنشين او شيطان بود و در حالت مستى اشعار كفرآميز مىسرود .
* * *
1 - لا يعرف الانسان قيمة ماعلا * الّا اذا قد حار فى فقدانه
2 - و الصّبح ان فقد الضياء غد ابلا * معنى و صار اللّيل من اخوانه
1 - حقيقت آن است كه انسانها ، قدر نعمتهاى الهى را نمىدانند . تا زمانى كه از آن محروم گردند .
2 - مردم نيز قدر حسين ( ع ) را ندانستند و با فقدان او در ظلمت افتادند كه صبح اگر نورش را از دست دهد شبى ظلمانى است .
* * *
1 - انّ العبيد و انّ تغيّر زيّهم * و الدّهر البسهم جديد ثياب
2 - تبقى عبيدا و الفعال ترى بها * سمّ الأفاعى أو جلود حرابى « 4 »
1 - همانا بردگان تغيير لباس دادهاند و روزگار لباس جديد بر تن آنها كرده است .
2 - آنها برده باقى ماندهاند امّا رفتارشان بوقلمون صفت و كردارشان همچون نيش زهرآگين مار ، ضربهزننده و كشنده است .
* * *
سيكون للاحرار رأسا شامخا * بعد الممات و للهدى مشعالا « 5 »
پس از حسين ( ع ) آزادگان با سرفرازى جان به مرگ مىسپارند و مشعل هدايت خواهند شد .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 530 .
( 2 ) - همان ؛ ص 578 .
( 3 ) - ملحمة كربلاء ؛ ص 567 .
( 4 ) - همان ؛ ص 177 .
( 5 ) - همان ؛ ص 267 .