تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
1 - به سرزمينى رسيدند كه كربلا ناميده مىشد . و آب فرات به آن نزديك بود . 2 - امام حسين ( ع ) از اين محل سؤال كرد كه اسمش چيست ؟ گفتند : اى مولاى ما ! طف ناميده مىشود . 3 - و تداعىكننده‌ى ماتم و بلاست و برانگيزاننده‌ى آتش است . 4 - پس امام به آنها پاسخ داد : من به پروردگارم از هر سختى و بلا كه براى ما خواسته پناه مىبرم . * * * ترسيم صحراى كربلا :
1 - هلّا علمت بيوم عاشوراء * ماذا جرى من كربة و بلاء ؟ !
2 - فيه الحرائر قد بكين من الأسى * و جفونهنّ نأت عن الإغفاء
3 - و صغارهنّ تعجّ من فرط الظّما * و الأرض تغرق حولهم بالماء
4 - و تلفّ أنوار اليقين ضلالة * كاللّيل لفّ البدر بالدّهماء
5 - و صهيل خيل الظّلم قد بلغ المدى * حتّى تجاوز قمّة الجوزاء
6 - و الشّمس تحتضن الرّماح كأنّها * ترمى عليها ألف ألف غطاء
7 - و الحزن ضمّ جفون ال محمّد * و قلوبهم بنوازل البلواء
8 - و بدا الحسين يسنّ شفرة صارم * فيه يواجه كثرة الأعداء
9 - و يعاتب الدّهر الخؤون بحسرة * منها يقاسى شدّة الأزراء
10 - نادى على أصحابه مستبشرا * كالنّور يضحك فى دجى الظّلماء
11 - اليوم عرس شهادة نرجوبها * رضوان خالقنا و فيض هناء « 1 »
1 - آيا روز عاشورا را مىشناسى كه چه سختى و بلايى در آن واقع شد . 2 - در آن روز آزادگان بر اين مصيبت گريستند و دلهايشان بر اين غفلت ناليد . 3 - كودكانشان از فرط تشنگى فرياد مىكشيدند و در حالىكه زمين اطرافشان غرق در آب بود ( در نزديكى رود فرات بودند ) 4 - انوار يقين ، گمراهى را دربر مىگرفت مانند شب كه با همه‌ى تيرگى و سياهيش ماه بدر را دربر مىگيرد . 5 - و صداى شيهه‌ى اسبان سپاه ظلم همه‌جا را فراگرفته بود و حتّى به گنبد آسمان هم رسيده بود . 6 - و خورشيد بر نيزه‌ها مىتابيد گويى كه هزاران هزار اشعه بر آنها مىاندازد . 7 - و سينه‌هاى خاندان پيامبر را غم و اندوه و ماتم و بلا فراگرفته بود . 8 - و امام حسين ( ع ) در حالىكه شمشيرش را تيز مىكرد . براى مواجه با كثرت دشمنان آماده مىگشت . 9 - امام روزگار خائن را با حسرت مورد عتاب قرار مىداد كه چنين مصيبتى را بر اين خاندان بوجود آورده است . 10 - و بر اصحابش بشارت مىداد مانند نورى كه در نهايت تشنگى مىخندد . 11 - امروز روز عروسى و شهادت است كه ما آرزوى آن را داريم و به‌وسيله‌ى آن آرزوى بهشت پروردگار و رسيدن به فيض آن را داريم . * * *
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 302 .