تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
1 - و صاهلا أقبل يعدو للخيم * فاقبلت زينب يتلوها الحرم
2 - من خلفها الأطفال و الأرامل * تندب بالويل له الثّواكل
3 - تندب : وا محمّداه وا على * وا جعفرا ، وا حمزتا ، وا مولى « 1 »
1 - اسب بىسوار حسين ( ع ) را كه به سوى خيمه‌ها رهسپار مىشود زينب به استقبال اسب مىآيد و اهل حرم را مىخواند . 2 - و از پشت سر او ندبه و فريادزنان و كودكان و نداى استغاثه كه از هرسو به پاست 3 - بلند مىشوند و به عزادارى مىپردازند ( عظمت و عمق فاجعه را مىرساند ) صداى ندبه بلند است و فرياد وا محمدا ! وا عليا ! وا جعفرا ، وا حمزتا وا مولا ! * * * نصيراوى اشعار حماسى خود را با اين ابيات به پايان مىبرد : « 2 »
يا ربّ فارحمنا بحقّ أحمد * و حيدر و فاطم و السّيّد
و بالحسين صاحب المصاب * و من هم عدل الى الكتاب
و إله الاخيار من أهل العبا * الطّيّبين الطّاهرين النّجبا
خداوندا به حق احمد « ص » و حيدر و فاطمه ( س ) و فرزندانش و به حق حسين ( ع ) صاحب مصيبت و هريك از امامان ما كه خود يك حقيقت قرآنند و خاندان برگزيده‌اش از اهل كساء خاندان طيّب و طاهر و پاك و نجيب ، ما را مورد رحمت قرار بده ! * * *
يعشق الموت و هو حرّ أبىّ * يبغض العيش حين يرغم أنف « 3 »
انتخاب مرگ مقتدرانه بر زندگى ذليلانه ، يگانه روزنى است كه از دل بن‌بست ، در پيروزى را بر آزادگان ظلم‌ستيز مىگشايد . و حسين ( ع ) عاشق مرگ باشرافت است و از زندگى ذليلانه و زير بار ظلم نفرت دارد .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 172 . ( 2 ) - همان ؛ ص 176 . ( 3 ) - الحسين وهج القصيد ؛ ص 18 .