تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
1 - يا امير الاسلام حسبى فخرا * انّنى منك مالى اصغربا
2 - جلجل الحقّ فى المسيحىّ حتّى * عدّ من فرط حبّه علوّيا
3 - أنا من يعشق البطولة و . . . * . . . الإلهام و العدل و الخلاق الرّضيّا « 1 »
1 - اى سردار اسلام همين فخر براى من كافيست كه هرچه دارم از تو دارم . 2 - حق و حقيقت در فردى مسيحى وارد شده تا اينكه از فرط محبّتش ( نسبت به على ( ع ) و خاندانش ) علوى شناخته شود . 3 - من كسى هستم كه عاشق فداكارى و جانبازى و الهام و عدالت و اخلاق پسنديده هستم . * * * اين كتاب در بيش از 350 صفحه و حدود 3500 بيت به رشته‌ى تحرير درآمده كه بيش از 120 صفحه و 1800 بيت آن اختصاص به امام حسين ( ع ) و حادثه‌ى كربلا دارد . در اين ملحمه زندگى اهل بيت ( ع ) از عصر جاهلى تا پايان حادثه‌ى كربلا به تصوير كشيده شده است . سلامه پس از ذكر شهادت امام على ( ع ) در مرثيه‌اى كه در فقدان ايشان مىسرايد ، به هجو معاويه پرداخته و به‌گونه‌اى گذرا به زندگى امام حسن ( ع ) اشاره مىنمايد . سپس براى ورود به قيام امام حسين ( ع ) با هجو و دشنام يزيد قصيده‌ى خويش را آغاز مىكند . * * * ابياتى از « عيد الغدير » كه در ارتباط با امام حسين ( ع ) است را در اينجا مىآوريم :
1 - إرفع الصّوت داعيا للفلاح * و اخفض الصّوت فى اذان الصّباح
2 - و ترّفّق به صاحب العرش مشغولا * عن اللّه بالقيان الملاح
3 - ألف « اللّه اكبر » لا تساوى * بين كفّى يزيد نهلة راح « 2 »
( ورود سلامه به داستان كربلا ، وصف يزيد و شرح و تفصيل عيّاشى او ، ضديّتش با دين ، شرابخوارگى و بىبندوبارىاش مىباشد ) : 1 - صدا را براى دعوت كردن به فلاح و پيروزى بالا ببر و هنگام اذان صبح پايين بياور . 2 - رو به صاحب عرش بياور در حالىكه تو از خدا به بنده مشغول هستى ! 3 - هزار اللّه اكبر مساوى نيست با آنچه كه بين دو دست يزيد كشته شد . * * * پس از آن بيعت خواستن يزيد از امام حسين ( ع ) كه از سلاله‌ى پاك نبوت است را طرح مىنمايد و اينكه به محض پيشنهاد بيعت ، امام حسين ( ع ) خشمگين گرديد و آنگاه ايستادگى امام ( ع ) را بيان مىكند :
1 - و يهبّ الحسين هبّة ليث * و علا القول مثل لذع الجراح
2 - ألمثلى ذلّ القيود و جدّى * كوكب المجد و التّقى و السّماح ؟ ! « 3 »
1 - امام حسين ( ع ) مانند شيرى غرش كرد و سخنش مانند داغ جراحت بر آنها وارد شد
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 346 . ( 2 ) - همان ؛ ص 226 . ( 3 ) - همان ؛ ص 232 .