2 - از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش نصيحت كردن او بدون هيچگونه منّتى است 3 - و ما اينك برادريم تا زمانى كه شمشير بين ما آخته نگرديده است . امّا همين كه كار به جنگ كشيد و شمشيرها از نيام بيرون آمد اين مصونيتها برداشته مىشود و هريك امتى مىگرديم . . .
زهير آنگاه فرمود :
فكلّ من اهرق لآل دما * او استباح لبنيه الحرما
يمنع من شفاعة المختار * مصيره غدا عذاب النّار « 1 »
( اى مردم كوفه ! اينك خداوند ما و شما را به باقيماندگان پيامبر خويش مورد امتحان و آزمايش قرار داده است تا ببينيد كه ما و شما چگونه عمل مىكنيم ؟ ) امروز هيچكس بر كشتن حسين ( ع ) اگرچه به يك كلمه باشد ، يارى ندهد مگر آنكه خداوند دنيا را بر او تلخ سازد و به دشوارترين شكنجههاى آخرت عذابش كند و از شفاعت پيامبر ( ص ) محروم باشد .
* * * نصيراوى آنگاه از توبهى حرّ سخن مىگويد و شرمسارى و سرافكندگى و پشيمانى او را به هنگام بازگشت به سوى امام حسين ( ع ) چنين مىسرايد « 2 » :
1 - ثمّ اتى نحو الحسين ضاربا * جواده و التّرس فيه قالبا
2 - مطأطئ الرّأس حيىّ الطّرف * من الإمام قد دنا بلطف
3 - و فعله هذا حياء و خجل * من الحسين للّذى منه حصل
4 - جاء يرى النّجاة فى توبته * و رافعا لمّا أتى لصوته :
5 - اليك يا ربّ أنبت تائبا * كنت لأولاد النّبىّ راعبا
6 - مضمون ما قال له - بشراه : * عليك يا حرّ يتوب اللّه
1 - سپس حرّ به سوى امام حسين ( ع ) آمد در حالى كه سپرش واژگون بود
2 - و سرش را به زير افكنده بود و از شرم ، چشم فروهشته بود . امام ( ع ) با لطف و مهربانى به او نزديك شد .
3 - او از كارش نسبت به بستن راه بر امام حسين ( ع ) شرمگين و خجالتزده بود .
4 - به سوى امام آمد در حالىكه نجات خود را در توبه مىديد و با صداى بلند گفت :
5 - پروردگارا ! من توبهكنان به سوى تو روى مىآورم . درحالىكه من ترسانندهى اولاد پيامبرت بودم .
6 - مضمون آنچه امام به او بشارت داد اين است كه : اى حرّ خداوند توبهى تو را پذيرفته است .
* * *
1 - لم يستطع صبرا و سبط أحمد * يدير طرفا لا يرى من منجد
2 - يرى النّساء معولات حسّرا * حزنا على ما حلّ فيهم و جرى
3 - و ضاقت الأطفال ذرعا و عنا * جاء الى ابن فاطم مستأذنا
4 - قال و قد أجهش بالبكاء : * أنت أخى و صاحب اللّواء « 3 »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 50 .
( 2 ) - همان ؛ ص 63 .
( 3 ) - همان ؛ ص 134 .