97 - دين اسلام كه در ميان مردم به منزلهى زمين پرگياهى جميع مردم از آن منتفع مىشدند بعد از عترت طاهرهى رسول اللّه ( ص ) خشك شد ، چنان كه بدن حيوانى از بىغذايى مىكاهد . اين بزرگواران در دين به منزلهى چشمههايى بودند كه از ايشان علم و معرفت مىجوشيد بهواسطهى فقد ايشان چشمههايى كه در شرع بود خشكيد و آب جوشندهى علم و معرفت فرورفت .
98 - به تحقيق كفر و اهل كفر در وقتىكه منافقين اظهار اسلام كردند شفا يافت ( به جهت آنكه اگر آنان بر كفر خود باقى بودند ممكن نبود كه به اين قسم خرابيها و رخنهها در دين اسلام بهوجود بياورند ) و مرض ظلم و طغيان به سبب اينكه منافقين حق را و اسلام را به خود بستند شفا يافت از زمانىكه رسول خدا از دنيا رحلت فرمود زيرا تا آن بزرگوار در حيات بود ممكن نشد منافقين ظلم خود را ظاهر سازند . زخمهايى كه از شمشير اسلام بر سينهى كفر بود ، به جهت زخمهايى كه از كفر به اسلام رسيد شفا يافت . و جراحتهاى ظلم و عدوان كه از حق و اهل حق داشتند عافيت يافت از زمانى كه رسول خدا از دنيا رحلت فرمود .
99 - عترت رسول خدا ( ص ) ودائع و امانت آن حضرت در ميان امت بودند . مردم را به حفظ و مراعات آنها امر فرموده بود . پس امانتهاى رسول خدا را ضايع كردند و به وصيّت آن حضرت عمل نكردند و حفظ امانت را ترك نمودند .
100 - اين بزرگواران صادر اول و مصنوع و مخلوق اول بودند ، و صنايع بهواسطهى آنها بود و ايجاد در خلقت به واسطهى اين بزرگواران بود . بسيار سخت و دشوار بود مصيباتى كه برايشان رسيد . آنان كسانى هستند كه مقصود از خلقت عالم بودند و اول مصنوعى كه يد قدرت صانع ، او را در كارخانهى صنع آفريد ، ايشان بودند و ساير ممكنات به جهت ايشان آفريده شدند .
101 - اول اهل ظلم و ستم ، اولين امام از ائمه طاهرين را از مسند خلافت دور كرد و حقّ آن حضرت را غصب نمود و با وجود آنكه آن موضوع را خداوند عالم براى آن حضرت قرار داده بود و پيامبر اكرم ( ص ) هم تبليغ فرموده و تأكيد نموده بود .
102 - بعد از او ، تابعش چيزهايى را كه بهواسطهى آنها اسلام مضطرب و خراب شد در دين خدا زياد نمود . زياده بر آن ظلم ، ظلمى چند نمود - و بدعتى چند احداث كرد كه اسلام را متزلزل و ستونهاى دين الهى را درهم شكست .
103 - آنان لشكرى مخفى و متوارى بودند كه مقدمة الجيش آنها در روز سقيفه ظاهر شد و به مرور زمان ظاهر مىشدند تا آنكه در روز عاشورا كمين گشادند و ظاهر شده ، با عترت رسول خدا ( ص ) كردند آنچه كردند و خود را به لعنت ابدى گرفتار ساختند .
104 - اى شيعيان ! تعجب نماييد از اينكه تيرى كه در كمان گذاردند و رها كردند ، آن تير بعد از پنجاه سال در صحراى كربلا به هدف رسيد و حضرت سيّد الشّهداء و اصحابش را شهيد نمود .
105 - اى شيعيان ! نظر نماييد و تعجب كنيد از مصيبتى كه در روزگار ، مصيبتى نيست كه ثانى او باشد . جمع مصيبتهاى روزگار - اگرچه بزرگ باشد - در نزد اين داهيهى كبرى كوچك و سهل و آسان است .
106 - نظر نماييد سوزشى را به جهت دوستى كه برافروخته است در دل هر محزونى ، آتشى را كه شعله زده است و دلها را سوخته و به عوض اشك مجارى اشك جارى نمود ، و چنان آتشى به دلها زده كه دلها آب شده و از چشمههاى چشم جارى مىشود .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: مرضيه محمدزاده
ص٤٨١