90 - قال : انسبوني فجدّي أحمد و سلوا * ما قال فيّ و لم يكذبكم الخبر « 1 »
91 - دعوتموني لنصري أين نصركم * و أين ما خطّت الأقلام و الزبر
92 - حلّاتمونا عن الماء المباح و قد * أضحت تناهله الأوغاد و الغمر
93 - هل من مغيث يغيث الآل من ظمأ * بشربة من نمير ما له خطر
94 - هل راحم يرحم الطفل الرّضيع فقد * جفّ الرضاع و ما للطفل مصطبر
95 - هل من نصير محام أو أخي حسب * يرعى النبيّ فما حاموا و لا نصروا
96 - تلك الرزايا لو انّ القلب من حجر
أصمّ كان لأدناهنّ ينفطر
85 - آيا ايمان نياوردند فرقهى محارب با خدا و رسول او و بر كفر خود باقى بودند يا آنكه بعد از ايمان آوردن كافر شدند و دين خدا را به دنيا فروختند ؟ كاش ادراك و شعور داشتند و دنياى فانى را بر دار باقى ترجيح نمىدادند .
86 - اهل كوفه محاربه و منازعه با رسول خدا نمودند بهواسطهى محاربه و مقاتله با عترت آن حضرت ، زيرا كه جنگ با عترت آن حضرت جنگ با خود آن بزرگوار است . اگر حضرت رسول ( ص ) در حيات بودند و فريادرسى عترت خود را مىنمودند و اعانت مىفرمودند ، اين فرقهى خبيث هيچ باك نداشتند از آنكه با خود حضرت جنگ نمايند و خود آن بزرگوار را هم شهيد نمايند .
87 - اگر رسول خدا ( ص ) در حيات بود و فريادرسى ذريّهى خود را مىنمود ، اين فرقهى بىحيا دست از محاربه و مقاتله برنمىداشتند و با رسول خدا بهواسطهى رياست و پادشاهى هم جنگ مىكردند زيرا كه مطلوب و تمنّاى آنان رياست و مال دنيا بود و در طلب آن سعى مىكردند . « 2 »
88 - در هر زمان از زمانها كه نسيان و فراموشى برايم حاصل شود ، هر چيز را فراموش كنم ، حسين ( ع ) را كه تنها در مقابل چندين هزار لشكر ايستاده بود فراموش نخواهم كرد و آن بىرحمان را كه بر آن يك نفر حمله مىكردند تا او را شهيد نمايند . در حالىكه فوجهاى زياد و فرقههاى بىشمار بودند و همگى به قتل يك نفر كمر بسته بودند .
89 - در زمانى كه آنان قصد قتل آن بزرگوار را داشتند ، چه بسيار آن حضرت در مقابل آنان ايستاد و به ايراد خطبه پرداخت و ايشان را از عذاب خدا ترسانيد و نصيحت فرمود و آيات قرآنى كه در شان اهل بيت عليهم السّلام نازل شده بود را تلاوت نمود اما هيچ سود نبخشيد و آنان را از اعمال شنيعشان بازنداشت .
90 - آن حضرت براى اتمام حجّت در مقابل آن قوم ايستاد و فرمود : « اى قوم متذكّر شويد و ياد بياوريد نسبت و قرابت مرا كه جدّ من رسول خداست و شما مىدانيد آنچه را كه جدّم دربارهى من فرموده است .
و از اشخاصى كه فيض خدمت آن سرور را دريافت نمودهاند سئوال نمائيد كه جدم در حقّ من چه فرمودهاند و من به شما دروغ نگفتهام و اين خبر هم در نزد شما دروغ نيست و جميع شما مطلع هستيد و به صدق اين خبر عالم هستيد .
91 - اى قوم ! مرا به سوى خود دعوت كرديد تا آنكه مرا يارى كنيد . كجا شد يارى شما ؟ چرا عهد خود را فراموش كرديد ؟
كجا شد مكتوبانى كه به قلمها نوشتيد ؟ كجا رفتند كسانىكه مرا وعدهى نصرت و يارى نمودند ؟
هامش
( 1 ) - فرمايش رسول اللّه به نقل از طبقات ابن سعد ، تاريخ طبرى ؛ الكامل ابن اثير ، مقتل مقرم ، مقتل خوارزمى چنين است : « حسن و حسين سيد جوانان بهشتند » .
( 2 ) - در لؤلؤ البحرين معناى اين بيت چنين آمده است : باوجود اينكه بنى اميه آنچه كردند ، نتوانستند كه فرود آورند آن حضرت را از سلطنت خود و او دست بيعت به احدى نداد و همچنين نتوانستند آن حضرت را از مراد و آرزوى خود كه شهادت بود واگذارند .