تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
107 - نه آتش دل ، آب چشم را خشك مىكند و نه آب چشم ، آتش دل را فرومىنشاند . سبحان اللّه ! اين چه آبى است و چه آتشى است ! 108 - جميع مصائب و بلايا اگرچه بزرگ باشند و تحمّل آنها سخت و دشوار باشد ، بعد از گذشتن زمانى فراموشى از او حاصل مىشود ، سواى واقعه‌ى كربلا . هرچه زمان طول بكشد ، فراموشى حاصل نمىشود ، روزبه‌روز حزن و اندوه شيعيان زيادتر مىشود . ( زيرا كه اين مصيبت در جميع عوالم امكان سرايت نمود ، و جميع موجودات را به هم‌ّوغم قرين نمود . )

- 10 -

109 - ذادوا عن الماء ظمآنا مراضعه * من جدّه المصطفى الساقي أصابعه
110 - يعطيه إبهامه آنا و آونة * لسانه فاستوت منه طبائعه
111 - للّه مرتضع لم يرتضع أبدا * من ثدي أنثى و من طه مراضعه
112 - سرّ به خصّه باريه إذ جمعت * و اودعت فيه من أمر ودائعه
113 - غرس سقاه رسول اللّه من يده * فطاب من بعد طيب الأصل فارعه
114 - ذوت بواسقه إذ أظمأوه فلم * يقطف من الثمر المطلول يانعه
115 - عدت عليه يد الجانين فانقطعت * عن مجتني ينعه الزاكي منافعه
116 - قضى على ظمأ و الماء قد منعت * بمشرعات القنا عنه مشارعه
117 - قد حرّموه عليه في الحياة و من * بعد استحلّ لكي تعفوا مضاجعه « 1 »
118 - همّو بإطفاء نور اللّه و اجتهدوا * في وضع قدر من الرحمن رافعه
119 - لم أنسه إذ ينادي بالطغاة و قد * تجمّعوا حوله و الكلّ سامعه
120 - ترجون جدّي شفيعا و هو خصمكم
ويل لمن خصمه في الحشر شافعه
109 - فرقه‌ى دغا از آب مباح تشنه جگرى را منع كردند كه انگشتان جدّش رسول خدا را كه مالك حوض كوثر بود ، را مىمكيد . 110 - رسول خدا ( ص ) گاهى انگشت ابهام خود و گاهى زبان مبارك خود را در دهان طفلش مىگذاشت و آن جناب آن را مىمكيد ، و گوشت و پوست سيد الشهداء از شيره‌ى جان رسول اللّه ( ص ) بود « 2 » . 111 - جان همه‌ى شيعيان به فداى بزرگوارى باد كه هرگز از پستان زنى غير از فاطمه ( س ) ( زيرا حسين ( ع ) از دايه شير نخورد ) شير نخورد و رسول اللّه كه در قرآن مخاطب به طه بود پرورش‌دهنده‌ى او بود . 112 - سيد الشهداء ، سرّى از اسرار خدا بود و در نزد خلق مجهول القدر بود . خداوند عالم آن حضرت را تخصيص داده بود به رسول اكرم ( ص ) ، زيرا كه در آن حضرت اسرار شب معراج به وديعه گذاشته شده بود . 113 - آن حضرت درخت هدايت بود كه رسول خدا ( ص ) او را غرس نموده بود و از دست مبارك خود او را آب داده بود . بعد از طيب اصل خود آن حضرت ، نه امام كه فرع درخت هدايت و طيّب الاصل و پاك و پاكيزه بودند .
هامش
( 1 ) - در مورد جسارت متوكّل به مرقد شريف حسينى ، ر . ك به انساب الاشراف ؛ ج 3 ، ص 228 . بحار الانوار ؛ ج 45 ، ص 390 - 490 . عوالم العلوم ؛ ج 17 ، ص 719 - 739 .« آبى كه به زندگى ندادند به او * چون گشت شهيد بر مزارش بستند »( 2 ) - چنين مطلبى نمىتواند صحت داشته باشد . براى اينكه گوشت و پوست حسين ( ع ) از رسول خدا ( ص ) باشد احتياج به چنين عملى نيست .