رسول خدا شهيد شده و همگى بر خاك هلاك افتاده بودند و زنان و دختران ايشان اسير و دستگير و غنيمت آل ابو سفيان شده بودند .
24 - حزن و اندوه شيعيان در اين مصيبت كم نمىشود و به طول زمان كهنه نمىگردد و ابا و امتناع دارد از آنكه بر طرف شود و داغ اين مصيبت بر جگر شيعيان باقى است تا آنكه قائم آل محمّد ( عج ) ظاهر شود به فرمان خدا به خونخواهى جدّ بزرگوار خود ، داد آن مظلوم شهيد را بخواهد .
- 3 -
25 - كيف السّلوّ و نار القلب تلتهب * و العين خلف قذاها دمعها سرب
26 - ألقى المصاب على الإسلام كلكله * فكلّ منتسب للدين مكتئب « 1 »
27 - لا صبر في فادح عمّت رزيّته * حتّى اعترى الصبر منه الحزن و الوصب
28 - لا تقدر العين حقّ القدر من صبب * و إن جرى حين يجري دمعها الصبب
29 - يستحقر الدمع فيمن قد بكته دما * أرجاؤها الجون و الخضراء و الشهب
30 - قلّ البكاء على رزء يقلّ له * شقّ الجيوب و عطّ القلب و العطب
31 - كيف العزاء و جثمان الحسين على ال * رمضاء عار جريح بالثرى ترب
32 - و الرأس في رأس ميّال يطاف به * و يقرع السنّ منه شامت طرب
33 - و أهل بيت رسول اللّه في نصب * أسرى النواصب قد أنضاهم التعب
34 - و الناس لا جازع فيهم و لا وجع * و لا حزين و لا مسترجع كئب
35 - فليت عين رسول اللّه ناظرة * ماذا جرى بعده من معشر نكبوا
36 - كم بعده من خطوب بعدها الخطب
لو كان شاهدها لم تكثر الخطب
25 - چگونه مىتوان تسلّى داد شيعيان و دوستان را در مصيبت حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام و حال آنكه جگرهاى ايشان كباب است و آتش در قلب آنها افتاده و زبانه مىكشد ؟ بلى چنين است هرگاه خاشاكى در چشم بيفتد ، خوددارى نمىتوان كرد و بىخود اشك از چشم جارى مىشود . حال شيعيان چنين است كه هرگاه اين مصيبت را ياد مىآورند بىطاقت اشكشان جارى مىشود .
26 - حضرت سيّد الشّهداء به منزلهى قلب از براى اسلام و اهل اسلام است هرگاه اذيّتى به قلب وارد آيد ، جميع اعضاء متألّم مىشوند . همچنين مصيبت اين بزرگوار ، مصيبت جميع اهل اسلام است . پس گويا تمام مصيبت خود را بر روى اسلام انداخت زيرا كه هركس نسبتى به اهل اسلام داشته باشد ، محزون و مغموم است و اشك از چشم او جارى است .
27 - بلى ، چگونه صبر كنند شيعيان و جزع ننمايند و اشك نبارند در اين امر بزرگ كه واقع شد كه مصيبت او جميع اهل آسمان و زمين را احاطه نموده و غم و اندوه ايشان را فراگرفته ! ؟ بلكه جاى آن داشت كه صبر ، بىصبرى كند و حزن و تعب و اندوه به او برسد .
28 - اى چشم ! اين مصيبت ، مصيبتى است كه عوض اشك بايد خون گريه كنى ، و هرچه اشك بريزى معذور نيستى ،
هامش
( 1 ) - در زيارت عاشورا مىخوانيم : يا ابا عبد اللّه ! لقد عظمت الرّزيّة و جلّت و عظمت المصيبة بك علينا و على جميع اهل الاسلام .