تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
21 - لهفي على ماجد أربت أنامله * على السحاب غدا سقياه خاتمه
22 - لهفي على الآل صرعى في الطفوف و ما * غير العليل بذاك اليوم سالمه
23 - إقتمّ يوم به حمّت ملاحمهم * ثمّ انجلي و هم قتلى غنائمه
24 - حزن طويل أبى أن ينجلي أبدا
حتّى يقوم بأمر اللّه قائمه
13 - آيا سزاوار بود كسىكه جبرئيل خادم او و گهواره جنبان و هم‌صحبت او باشد ( در زمان طفوليت ) ، چنين كسى را فرقه‌ى اشقيا بدون جرم و گناه سر از بدن جدا نمايند . 14 - اين مصيبت ، مصيبت شهيدى است كه بىگناه او را مظلومانه شهيد كردند . كه نه‌تنها در زمين بلكه در آسمانهاى بلند ملائكه به عزادارى او مشغولند و اقامه‌ى تعزيه‌دارى او را مىنمايند . 15 - كشتند شهيد مظلومى را كه فرزندزاده‌ى پيغمبر بود و از پيغمبر حيا نكردند و نه امام اطهار از نسل طيّب و طاهر او بودند و پدرش حيدر كرّار امام و مولاى مؤمنين بود كه دين خدا به‌واسطه‌ى شمشير آن بزرگوار رواج و رونق گرفت . 16 - كشتند كسى را كه با امام حسن مجتبى ( ع ) از يك اصل بودند و برادر بودند و ميوه‌ى دل فاطمه ( س ) بود و از نجابت و صفات پسنديده و بركات از جميع مردم برتر بود و كسى قسمت بر او نبود ( احدى هم‌حظّ و هم‌بهره او نبود ) زيرا كه خداوند ائمه اطهار را از نسل او ، و اجابت دعا را تحت قبّه‌ى او ، و شفا را در تربت آن بزرگوار قرار داد . 17 - كشتند كسى را كه خداوند عالم او را پاك و پاكيزه از جميع عيب‌ها و نقص‌ها گردانيده بود و هيچ معصيّت و صفت رذيله در اطراف او گذر نكرده بود زيرا كه خداوند عالم او را معصوم قرار داده بود و كسىكه چنين باشد چگونه از او معصيّت صادر شود ! ؟ 18 - چقدر تعجّب دارد كسىكه خداوند عالم او را طيّب و طاهر قرار داده بود و از جميع نقايص و عيوب و معاصى او را معصوم و محفوظ قرار داده بود ، اين گونه شهيد نمايند ؟ ! 19 - قسم به خدا ، شرافت و بزرگى و نجابتى آن بزرگوار داشت كه رفعت او بزرگتر از افلاك بود . چگونه نباشد و حال آنكه افلاك و هرچه در آنها و مادون هست ، همه طفيل وجود آن حضرت است و به قتل آوردن آن حضرت افلاك را به لرزه درآورده و بناى شرف و اساس مجد و بزرگوارى را خراب كرد . 20 - جان همه‌ى عالم به فداى مهمانى كه در زمين كربلا وارد شد و او را به آبى كه بر همه كس مباح بود و بر روى او و عيالش بستند مهمان‌نوازى كردند و شهيد نمودند درحالىكه تشنه لب بود و جگرش از شدت عطش مىسوخت . 21 - اى حزن و اندوه ، زياد شو بر صاحب شرافت و حسب و نسبى كه در مقام جود و بخشش و ريختن دينار و درهم از سرانگشتانش بر بارانى كه از ابر ببارد زيادتى داشت و آن بزرگوار با آن جود و بخشش ، انگشتر مبارك خود را در دهان گذارده ، از شدت عطش مىمكيد . 22 - اى حزن و اندوه ، زياد شو بر آل رسول خدا كه هريكى در گوشه‌اى از ميدان بر خاك هلاك افتاده بودند و غير از يك بيمار در آن روز كسى از ايشان سالم باقى نمانده بود و همگى در آن روز با لب تشنه و شكم گرسنه شهيد شده بودند . 23 - روز عاشورا تيره‌وتار شد و گردوغبار برخاست در وقتىكه نائره حرب مشتعل شد و كاربر آل رسول ( ص ) تنگ گرديد و مصيبات و فتنه‌ها سخت شد بعد از آن تيرگى و گردوغبار هوا روشن شد و صافى گرديد ، در حالتى كه مردان آل
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 470 | مرضيه محمدزاده