را مىبينم مست و اين مستى خمر و بىخودى شراب نيست .
6 - غوغاى قيامت است كه برپا شده يا هلال محرّم از افق دميده و ايام عاشورا شده ! ؟ كاش هلال در اين ماه مستور و مخفى مىماند . و شيعيان و دوستان اين ماه را نمىديدند ، بسكه اين هلال محرّم شوم و نحس است گويا هلال و ماه نو نيست ، گويا زحل كه كوكب نحس اكبر است از افق طالع شده .
7 - چه ماهى است اين ماه ؟ ! كه جن و انس را به مصيبت انداخت و بزرگ و كوچك را به غم و اندوه ، و ما را بىآقا و مولا كرد . عترت نبى در اين ماه بود كه كشته شدند و اهل بيت در همين ماه بود كه اسير شدند و روز شيعيان چون شب تار ظلمانى شد و كلام اللّه مجيد بىمفسّر و مبيّن شد .
8 - نمىدانم قيامت برپا شده است يا روز عاشورا ، بلكه قيامت اهل بيت پيغمبر است كه ايشان در روز عاشورا همگى كشته و به خاك و خون آغشته شدند و زنان و دختران كه عيال اللّه بودند همگى اسير گرديدند .
9 - چگونه بيان نمايم روزى را كه در آن زمين به لرزه و اضطراب آمد ! ؟ و نزديك شد كه آسمانها از هم بپاشند و خوف و وحشت بر اهل آنها مستولى شد كه گويا ملائكه و سكّان سموات از تسبيح و تهليل باز ماندند و مضطرب و متحيّر مانده بودند كه آيا چه واقع خواهد شد ؟ !
10 - روز عاشورا بود ، عرش خدا با آن عظمت ، از وحشت حيرت به لرزه آمد . اگر نه اين بود كه خداوند عالم به يد قدرت خود نگاهداى نمود ، برپا نمانده بود و ساقط شده بود .
11 - خداوند عالم اجل و ارفع است ازاينكه حزن و اندوه ، به او برسد و هيچ حادثه از حوادث عالم در ذات او راهبر نيست . لكن هر قلبى كه محبّت خدا در او باشد و معرفت حق جلّ اسمه را احاطه كرده باشد ، مصيبت او بزرگ است و حزن و اندوه او به قدر معرفت و محبّت او هست .
12 - بلى سزاوار بود از اين مصيبت جميع روحها از جسمها مفارقت نمايند و بدنهاى خود را خالى بگذارند ، لكن روحها در بدنها باقى ماندند و مفارقت نكردند ، بهواسطهى آنكه خداوند عالم از براى هر نفسى اجلى قرار داده و مقدّر فرموده كه هيچ نفسى پيش از آن اجل و موعد نميرد و تقدير ، تغييربردار نيست .
- 2 -
13 - هذا مصاب الّذي جبريل خادمه * ناغاه في المهد إذ نيطت تمائمه
14 - هذا مصاب الشهيد المستضام و من * فوق السماوات قد قامت مآتمه
15 - سبط النبيّ أبي الأطهار والده ال * كرّار « 1 » مولى أقام الدين صارمه
16 - صنو الزكيّ جنى قلب البتول له * اقسومة ليس فيها من يقاسمه
17 - مطهّر ليس يغشى الريب ساحته * و كيف يغشى من الرحمن عاصمه
18 - للّه طهر تولّى اللّه عصمته * أرداه رجس عظيمات جرائمه « 2 »
19 - للّه مجد سما الأفلاك رفعته * ماد العلى عند مادت دعائمه
20 - ضيف ألمّ بأرض وردها شرع * قضى بها و هو ظامي القلب هائمه
هامش
( 1 ) - كرّار : لقبى بود كه در جنگ خيبر توسط حضرت رسول اكرم ( ص ) به امير المؤمنين داده شد . ر . ك الصراط المستقيم ؛ ج 3 ، ص 237 .
( 2 ) - دو بيت اخير ناظر بر آيه شريفهى تطهير مىباشد . سورهى احزاب ، آيهى 33 .