علامه بحر العلوم به سال 1212 ه . ق در نجف وفات يافت . آرامگاه او در كنار قبر شيخ طوسى است . « 1 »
* * *
تركيببند : « 2 »
- 1 -
1 - اللّه أكبر ما ذا الحادث الجلل * فقد تزلزل سهل الأرض و الجبل
2 - ما هذه الزفرات الصاعدات أسى * كأنّها شعل ترمي بها شعل
3 - ما للعيون عيون الدمع جارية * منها تخذّ خدودا حين تنهمل
4 - ماذا النواح الّذي عطّ القلوب و ما * هذا الضجيج و ذي الضوضاء و الزجل
5 - كأنّ نفخة صور الحشر قد فجأت * و الناس سكرى ، و لا سكر و لا ثمل
6 - قد هلّ عاشور لو غمّ الهلال به * كأنّما هو من شوم به زحل
7 - شهر دهى ثقليها منه داهية * ثقل النبيّ حصيد فيه و الثقل
8 - قامت قيامة أهل البيت و انكسرت * سفن النجاة و فيها العلم و العمل
9 - و ارتجّت الأرض و السبع الشداد و قد * أصاب أهل السماوات العلي الوجل
10 - و اهتزّ من دهش عرش الجليل فلو * لا اللّه ما سكه أهوى به الميل
11 - جلّ الإله فليس الحزن بالغة * لكنّ قلبا حواه حزنه جلل
12 - قضى المصاب بأن تقضي النفوس له
لكن قضى اللّه أن لا يسبق الأجل
1 - پناه مىبرم به عظمت و بزرگى خدا ، چه حادثه و شورش قيامت است كه برپا شده ؟ ! بزرگى آن را كسى جز خدا نمىداند مصيبتى هست كه كوه و دشت از آن متزلزل و مضطرب شدند .
2 - نمىدانم چه مصيبتى واقع شده است كه جميع مردم فرياد مىزنند و به فريادهاى بلند ناله مىكنند و جميع مردم محزونند و آثار حزن و اندوه آنها ظاهر است . گويا آتش در قلبهاى مردم افتاده كه نالههاى آنان مثل شعلههاى آتش مىماند كه در آن شعلهها شعلههاى ديگر باشد .
3 - اى دوستان ! خبر دهيد مرا چه واقع شده است براى شيعيان و دوستداران على ( ع ) كه مىبينم چشمههاى اشك از چشمهاى آنان ريزان است ، و از شدّت گريه و زارى و ريختن اشك صورتهاى آنها مجروح است .
4 - آيا چه واقع شده كه مردم نوحه و فرياد مىزنند ، كه نوحه و فريادشان دلها را مىشكافد و جگرها را مىسوزاند ! ؟ و چه چيز است اين صداها و آوازهاى مختلف كه به يك دفعه بلند مىشود ، و نزديك است آسمانها را از هم بشكافد و زمين را بدراند ؟ !
5 - خبر دهيد مرا ، گويا نفخهى صور واقع شده كه مردم اينچنين مضطربند ، و گويا عقل از سر ايشان رفته ، زيرا كه مردم
هامش
( 1 ) - همانجا
( 2 ) - شرح مرائى سيد بحر العلوم ؛ ص 316 - 330 .