43 - از غصب خلافت اهل بيت ( ع ) ظلمت بسيار سختى عالم را فراگرفت و چشمها را پوشانيد و حق و باطل به هم مخلوط شد . مردم يا چشمهايشان كور است يا تاريكى آنها را فراگرفته كه دنبال باطل مىدوند و حق را مىگذارند .
( كورىهاى چشمهاى باطن ، به سبب آن پردهها و سترهايى بود كه آن منافقين بر شريعت مقدّس نبوى كشيدند و نگذاشتند كه لمعات آن ديدهها را روشن نمايد و مردم را به شاهراه هدايت برساند .
44 - گرگها و كفتارهاى آن بيشه بر شيرهاى بيشهها دشمنى و ظلم كردند و به تحقيق كه گوسفندان را ضايع و فاسد ساختند ، و امر را بر چرانندگان و شبانان خود مشتبه ساختند ( كفتارهاى جزيره و بيشهى هوا و هوس از حدّ خود خارج شده ، تجاوز و تعدّى نمودند بر شير بيشه اسلام ، به گمان آنكه كار شيرى مىتوانند كرد . غافل از آنكه كفتار ، شير نخواهد شد .
ايشان به منزلهى گوسفندانى بودند كه در ظلّ دولت و حمايت شاه ولايت مىچريدند ، يك دفعه بر سرش ريختند و خاك جسارت و خسارت بر سر خود بيختند . )
45 - نتيجه چنين كارى اين شد كه عاقبت حق خلافت را غصب كردند و نگذاشتند اظهار امر خود نمايند . اموال اهل بيت ( ع ) را غارت كردند . مختصانى كه در غنيمت ، خدا از براى رسول خود قرار داده بود و به ارث به فاطمه و اولاد فاطمه مىرسيد ، منع كردند و بر اشخاصى كه صالح نبودند قسمت نمودند .
46 - مصيبت بزرگ اين است : اشخاصى كه آيهى تطهير در شان آنان نازل شد و امر ولايت و رياست را خدا و رسول خدا به ايشان واگذارده بودند ، بر آنها كسانىكه رجس و پليد بودند حكومت بزرگى پيدا كردند ، و حكم مىكردند بر سر ايشان به هر قسم كه مىخواستند .
47 - آنان حقّ دختر رسول خدا ( ص ) را رعايت نكردند باوجودىكه رسول اللّه ( ص ) او را پارهى تن خود مىخواند و آن معصومه با درد از دنيا رفت در حالىكه بر آنان غضبناك بود و درد آن حضرت ، اليم بود .
48 - خداوند عالم به رسول خود خبر داد كه : « بگو به امّتت : من اجرى و مزدى به جهت رسالت خود نمىخواهم الّا آنكه اهل بيت مرا دوست بداريد . » آنها دوستى را به دشمنى و عداوت بدل كردند و با اهل بيت رسول اللّه ( ص ) عداوت ورزيدند .
شدّت عداوت ايشان به حدّى بود كه گويا در قرآن به عوض سفارش محبّت و دوستى با اهل بيت ، سفارش عداوت و دشمنى شده بود .
- 5 -
49 - هم أهل بيت رسول اللّه جدّهم * أجر الرسالة عند اللّه ودّهم
50 - هم الأئمّة دان العالمون لهم * حتّى أقرّ لهم بالفضل ضدّهم
51 - سعت أعاديهم في حطّ قدرهم * فازداد شأنا و منه ازداد حقدهم
52 - و نا بذوهم على علم و معرفة * منهم بأنّ رسول اللّه جدّهم
53 - كأنّ قربهم من جدّهم سبب * للبعد عنه و أنّ القرب بعدهم
54 - لو أنّهم امروا بالبغض ما صنعوا * فوق الّذي صنعوا لو جدّ جدّهم
55 - دعّوا وصيّ رسول اللّه و اغتصبوا * إرث البتول و أورى الظلم زندهم
56 - و أضرموا النّار في بيت النبيّ و لم * يرجوا الورود فبئس الورد وردهم
57 - و مهّدوا لذوي الأحقاد بعدهم * أمرا به تمّ للأقوام قصدهم